405است. حتى در شام هنگامى كه مرد شامى به على بن الحسين حضرت زين العابدين عليه السلام گفت: خود را معرفى نماى! آن حضرت براى شناساندن خود آيۀ ياد شده را تلاوت نمود، و اين مطلب آنچنان در ميان مسلمانان روشن بود كه آن مرد شامى در حالى كه سر خود را به عنوان تصديق حركت مىداد؛ به آن حضرت چنين عرض كرد: به خاطر نزديكى و خويشاوندى خاصى كه با حضرت رسول داريد؛ خدا به پيامبر خود دستور داده كه حق شما را بپردازد. 1
خلاصۀ گفتار آنكه: در اين كه اين آيه در حق حضرت زهرا و فرزندان وى نازل گرديده، ميان علماى اسلام اتفاق نظر است؛ ولى در اين كه هنگام نزول اين آيه، پيامبر صلى الله عليه و آله فدك را به دختر گرامى خود بخشيد، ميان جامعۀ دانشمندان شيعه اتفاق نظر وجود دارد و برخى از دانشمندان سنى نيز با آن موافق مىباشند.
و مأمون (به هر علتى بود) خواست فدك را به فرزندان زهرا بازگرداند، به يكى از محدثان معروف، «عبد اللّٰه بن موسى» نامهاى نوشت، و از او درخواست نمود كه او را در اين مسأله راهنمائى كند. او حديث بالا را كه در حقيقت شأن نزول آيه است، به وى نوشت، و مأمون نيز فدك را به فرزندان حضرت فاطمه بازگردانيد. 2 خليفۀ عباسى به فرماندار خود در مدينه نوشت، پيامبر اسلام دهكدۀ «فدك» را به دختر خود فاطمه[عليها السلام] بخشيده و اين يك مسأله مسلمى است؛ و ميان فرزندان زهرا[عليها السلام] در اين مسأله اختلاف نيست. 3
روزى كه مأمون براى رفع شكايت و مظالم، بر كرسى خاصى نشست، نخستين نامهاى كه به دست وى رسيد؛ نامهاى بود كه نويسندۀ آن خود را مدافع حضرت فاطمه عليها السلام معرفى كرده بود. «مامون» نامه را خواند و مقدارى گريه كرد و گفت مدافع آن حضرت كيست؟ پيرمردى برخاست، و خود را مدافع او معرفى نمود. جلسۀ قضاوت به جلسۀ مناظره ميان او و مأمون مبدل گرديد. سرانجام مأمون خود را محكوم ديد و به رئيس ديوان دستور داد، نامهاى تحت