391آنها زودتر به مقصد برسد، اجازه داد كه «عامر بن اكوع»، ساربان آن حضرت، موقع راندن شتران سرود (حداء) بخواند. او اشعار زير را كه متن آن را در پاورقى مطالعه مىفرماييد، ترنم مىكرد: 1
به خدا سوگند اگر عنايات و الطاف خدا نبود، ما گمراه بوديم نه صدقه مىداديم و نه نماز مىخوانديم. ما ملتى هستيم كه اگر قومى بر ما ستم كنند و يا فتنهاى بر پا نمايند، ما زير بار آنها نمىرويم. خداوندا پايدارى را نصيب ما بفرما و ما را در اين راه ثابت قدم گردان.
مضمون اين سرودها، انگيزۀ اين نبرد را به گونهاى روشن بيان مىكند و مىرساند: از آنجا كه ملت يهود بر ما ستم نموده و آتش فتنه را در آستانۀ خانۀ ما روشن ساختهاند، ما براى خاموش ساختن اين كانون، رنج سفر را بر خود هموار نمودهايم.
مضامين سرود، آنچنان پيامبر صلى الله عليه و آله را راضى و مسرور ساخت كه آن حضرت دربارۀ «عامر» دعا فرمود. اتفاقاً «عامر»، در اين جنگ شربت شهادت نوشيد.
رهبر بزرگ اسلام با هزار و ششصد سرباز - كه دويست سوارهنظام در ميان آنها بود به سوى خيبر پيشروى كرد. 2
هنگامى كه به سرزمين خيبر نزديك شد، دعاى زير را كه حاكى از نيت پاك او است خواند: بار الها! تويى خداى آسمانها و آنچه زير آنها قرار گرفته، و خداى زمين و آنچه بر آن سنگينى افكنده. من از تو خوبى اين آبادى و خوبى اهل آن و آنچه در آن هست، مىخواهم و از بدىهاى آن و بدى آنچه در آن قرار