390جرم بزرگى كه يهوديان خيبر داشتند، اين بود كه تمام قبايل عرب را براى كوبيدن حكومت اسلام تشويق كردند، و سپاه شرك با كمك مالى يهوديان خيبر، در يك روز از نقاط مختلف عربستان حركت كرده خود را به پشت مدينه رسانيدند. در نتيجه، جنگ احزاب كه شرح آن را خواندهايد، رخ داد؛ و سپاه مهاجم با تدابير پيامبر صلى الله عليه و آله و جانفشانى ياران او، پس از يك ماه توقف در پشت خندق، متفرق شدند و به وطن خود - از آن جمله يهوديان خيبر به خيبر - بازگشتند و مركز اسلام آرامش خود را بازيافت.
ناجوانمردى يهود خيبر، پيامبر صلى الله عليه و آله را بر آن داشت كه اين كانون خطر را برچيند، و همۀ آنها را خلعسلاح كند. زيرا بيم آن مىرفت كه اين ملت لجوج و ماجراجو، بار ديگر با صرف هزينههاى سنگين، بتپرستانِ عرب را بر ضد مسلمانان برانگيزند، و صحنۀ نبرد احزاب بار ديگر تكرار شود. به خصوص كه تعصب يهود نسبت به آئين خود، بيش از علاقۀ مردم قريش به بتپرستى بود، و براى همين تعصب كور بود كه هزار مشرك اسلام مىآورد، ولى يك يهودى حاضر نبود دست از كيش خود بردارد!
بهترين موقعيت براى اين كار همين موقع بود. زيرا، فكر پيامبر صلى الله عليه و آله با بستن پيمان حديبيه، از ناحيۀ جنوب (قريش) آسوده بود. وى مىدانست كه اگر دست به تركيب تشكيلات يهود بزند، قريش دستِ كمك به سوى يهود دراز نخواهد كرد و براى جلوگيرى از كمك كردن ساير قبايل شمال، مانند تيرههاى «غطفان» كه همكار و دوست خيبريان در جنگ احزاب بودند؛ نقشهاى داشت كه بعداً خواهيم گفت.
روى اين انگيزهها، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله فرمان داد كه مسلمانان براى تسخير آخرين مراكز يهود در سرزمين عربستان، آماده شوند و فرمود: فقط كسانى مىتوانند افتخار شركت در اين نبرد را به دست آورند كه در صلح «حديبيه» حضور داشتهاند، و غير آنان مىتوانند به عنوان داوطلب شركت كنند، ولى از غنائم سهمى نخواهند داشت. پيامبر صلى الله عليه و آله «غيلۀ ليثى» را جانشين خود در مدينه قرار داد، و پرچم سفيدى به دست على عليه السلام داد و فرمان حركت صادر نمود. براى اين كه كاروان