382دعوت به اسلام و يا به عنوان ميثاق و پيمان نوشته شده است، در دست داريم؛ كه محدثان و تاريخنويسان آنها را ضبط كردهاند. همۀ اين نامهها حاكى است كه روش اسلام در دعوت و تبليغ؛ منطق و برهان است، نه جنگ و شمشير. روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از حملات قريش مطمئن گرديد؛ با فرستادن نامه و اعزام مبلغان، نداى خود را به گوش جهانيان رسانيد.
متون اين نامهها و اشاراتى كه در لابلاى آنها نهفته است؛ نصايح و اندرزها و تسهيلات و نرمشهائى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در موقع بستن پيمان با ملل بيگانه از خود نشان داده؛ همه و همه گواه زنده بر ضد نظريۀ خاورشناسانى است كه خواستهاند چهرۀ اسلام را با تهمتهاى نارواى خود بپوشانند و پيشرفت اسلام را زاييدۀ نيزه و شمشير دانند. ما اميدواريم كه روزى بتوانيم ترجمۀ متون تمام اين نامهها و حوادثى را كه پيرامون آنها رخ داده و يا نوشتن آنها را ايجاب كرده، به گونهاى به رشتۀ تحرير درآوريم، و از اين طريق روش اسلام را در نشر آئين خود در نقاط مختلف جهان روشن سازيم.
سفير پيامبر صلى الله عليه و آله در دربار ايران
روزى كه سفير پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله عازم دربار ايران گرديد، زمامدار اين سرزمين وسيع، «خسروپرويز» بود. وى دومين زمامدار ايران پس از انوشيروان بود كه 32 سال پس از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله ، بر تخت سلطنت نشست.
حكومت وى، در اين مدت با حوادث تلخ و شيرين بىشمارى روبرو گرديد. قدرت ايران در دوران زمامدارى وى كاملاً در نوسان بود. روزى نفوذ ايران، آسياى صغير را فراگرفت و تا نزديكى قسطنطنيه گسترش يافت و صليب عيسى كه چيزى مقدستر از آن نزد مسيحيان نبود؛ به «تيسفون» (مدائن) آورده شد و سلطان روم درخواست صلح نمود و سفيرى براى بستن پيمان صلح به دربار ايران گسيل داشت و حدود ايران به حدود شاهنشاهى هخامنشى رسيد. ولى روز ديگر بر اثر سوء تدبير و غرور