344به جنگ مىكنيم، كه عدهاى از بزرگان احزاب، به عنوان گروگان در دژ ما باشند، تا شما براى نجات آنها تا آخرين نفس جنگ كنيد، و ما را در اثناى كار تنها نگذاريد.
نمايندگان قريش بازگشتند و مطالب را به سمع سران احزاب رسانيدند. همگى گفتند: دلسوزى «نُعيم» درست بوده و «بنى قريظه» مىخواهند با ما از در حيله وارد شوند. بار ديگر نمايندگان قريش با سران بنى قريظه تماس گرفتند، گفتند: اين مطلب كه ما اشراف خود را به عنوان گروگان بدهيم عملى نيست، حتى ما حاضر نيستيم يك نفر را به عنوان گرو در اختيار شما بگذاريم. اگر شما مايليد فردا حمله كنيد و ما شما را يارى مىنماييم.
سخنان نمايندگان، آنهم با اين لحن كه: ما حتى يك نفر هم به عنوان گروگان در اختيار شما نمىگذاريم، ترديدى در صدق گفتار نعيم براى بنى قريظه نگذاشت و همگى گفتند: حق همان است كه نعيم مىگفت. قريش مالانديش است، اگر خود را در اين جنگ موفق و پيروز نديد، راه خود را در پيش خواهد گرفت و ما را در چنگال مسلمانان رها خواهد نمود. 1
آخرين عامل
عوامل فوق با عامل ديگرى كه در حقيقت مىتوان آن را مدد غيبى ناميد؛ ضميمه گرديده، احزاب را متفرق ساخت. آن عامل ديگر اين بود كه ناگهان هوا طوفانى شد، و سردى هوا شدت پيدا كرد. انقلاب هوا به قدرى بود كه خيمهها را از جاى مىكند، و ديگهاى غذا را از روى آتش پرت مىنمود؛ چراغها را خاموش نموده، و آتشهاى افروخته را در وسط بيابان پخش مىكرد. در اين لحظه، پيامبر صلى الله عليه و آله «حذيفه» را مأمور كرد كه از خندق عبور نموده از اوضاع دشمن اطلاعاتى به دست بياورد. وى مىگويد: من خود را تا نزديك ابو سفيان رسانيده، ديدم او در ميان سران سپاه مشغول سخنرانى است و چنين مىگويد: