329با ارتش اسلام روبرو گردند. اما وقتى به بيابان احد رسيدند، اثرى از مسلمانان نديدند. از اينرو به پيشروى خود همچنان ادامه دادند تا لب خندق رسيدند. مشاهدۀ خندقى ژرف در خطوط آسيبپذير مدينه، باعث حيرت آنها گرديد. همگى گفتند: اين تاكتيك نظامى را «محمد صلى الله عليه و آله »، از يك فرد ايرانى آموخته وگرنه عرب با اين فنون رزمى آشنايى نداشت.
آمار دقيق از قواى طرفين
سپاه عرب از ده هزار نفر تجاوز مىكرد، برق شمشيرهاى آنان از پشت خندق ديدگان را خيره مىساخت، و بنا به نقل مقريزى در «الامتاع»، تنها قريش با 4 هزار سرباز و 300 رأس اسب و هزار و پانصد شتر در لب خندق اردو زد، و تيرۀ بنى سليم كه از همپيمانان قريش بودند، با 700 تن در «مر الظهران» به آنها پيوستند. تيرۀ بنى فرازه با 1000 تن و تيرههاى بنى اشجع و بنى مره، هركدام با 400 سرباز، و باقى تيرهها كه در حدود سه هزار و پانصد تن بودند و مجموع آنها از ده هزار تجاوز نمىكرد در قسمت ديگرى خيمه زدند.
عدۀ مسلمانان از 3000 نفر تجاوز نمىكرد، و دامنۀ كوه «سلع» كه نقطۀ مرتفعى است اردوگاه آنان بود. اين نقطه كاملاً بر خندق و خارج آن تسلط داشت و تمام فعاليتهاى دشمن و عبور و مرور آنها ديده مىشد. گروهى از مسلمانان مأمور حفاظت و كنترل عبور و مرور از روى خندق بودند، و به وسيلۀ سنگرهاى طبيعى و غير طبيعى كه در اختيار داشتند، از تجاوز دشمن از روى خندق جلوگيرى مىكردند.
سپاه شرك نزديك به يك ماه در پشت خندق توقف كرد، و جز عدۀ معدودى نتوانستند از خندق عبور كنند؛ و كسانى كه فكر عبور از خندق را در سر مىپروراندند؛ با پرتاب سنگ كه به جاى گلولۀ امروز به كار مىرفت عقب رانده مىشدند و مسلمانان با سربازان متجاوز عرب در اين مدت سرگذشتهاى شيرينى دارند كه در صفحات تاريخ منعكس است. 1