278هم گسيخته شده بود، سربازان اسلام نتوانستند در اين دفاع موفقيتى به دست آورند، بلكه تلفات سنگينى بر آنان وارد آمد، و چند سرباز مسلمان نيز بدون توجه، به دست ساير سربازان مسلمان كشته شد.
حملات خالد و عكرمه، روحيۀ ارتش قريش را تقويت كرد. نيروى فرارى قريش، بار ديگر وارد جبهه گرديد و به پشتيبانى آنها پرداخت و مسلمانان را از هر طرف به محاصره افكند و گروهى را كشتند.
خبر كشته شدن پيامبر صلى الله عليه و آله منتشر مىشود
«ليثى»، رزمندۀ شجاع قريش به پرچمدار رشيد اسلام مصعب بن عمير حمله كرد، و پس از ضربات زيادى كه ميان آنها رد و بدل شد، پرچمدار اسلام به شهادت رسيد. صورت سربازان اسلام پوشيده بود، وى به گمان اينكه مقتول پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است بىاختيار فرياد زد و به سران ارتش اعلام كرد: «أَ لاٰ قَد قُتِلَ مُحَمدُ»؛ «هان اى مردم! محمد كشته شد.»
اين خبر دروغ، دهان به دهان ميان ارتش قريش انتشار يافت. سران قريش به قدرى خوشحال بودند كه صداى آنها در سرتاسر ميدان طنينانداز بود، همگى مىگفتند: «أ لا قَد قُتِلَ مُحمدُ، أَ لاٰ قَد قُتِلَ مُحَمّدُ».
انتشار اين خبر بىاساس، باعث جرأت دشمن گرديد، و لشكر قريش موجآسا به حركت درآمد. هر كس تلاش مىكرد در بريدن اعضاى محمد صلى الله عليه و آله شركت نمايد و از اين راه افتخارى در جهان شرك به دست آورد.
اين خبر به همان اندازه كه در تقويت روحيۀ لشكر دشمن، تأثير داشت، روحيه مجاهدان اسلام را نيز به شدت تضعيف نمود، به طورى كه گروه بىشمارى از مسلمانان دست از جنگ كشيدند و به كوه پناه بردند و تنها گروه انگشتشمارى در ميدان باقى ماند.
آيا مىتوان فرار عدهاى را انكار كرد؟
فرار اصحاب را نمىتوان انكار كرد و صحابى بودن آنها، و يا اينكه همين