258هزينۀ جنگ بپردازد. اين پيشنهاد مورد تصويب ابو سفيان واقع شد و فوراً عملى گرديد.
سران قريش كه از نيرومندى مسلمانان آگاه، و از نزديك شهامت و از خودگذشتگى آنها را در جنگ «بدر» ديده بودند؛ بر خود لازم ديدند كه با يك ارتش منظم كه دلاورانِ ورزيدۀ اكثر قبائل عرب در آن شركت كنند، براى نبرد با محمد بپا خيزند.
عمرو عاص و چند نفر ديگر مأمور شدند كه در ميان قبيلههاى «كنانه» و «ثقيف» گردش كنند و از آنها كمك بگيرند، و دلاوران آنها را با وسائل گوناگون براى نبرد با محمد دعوت نموده و قول بگيرند كه هزينۀ جنگ و ساير لوازم سفر بر عهدۀ «قريش» باشد. آنان پس از فعاليتهاى زيادى توانستند دلاورانى را، از قبيلههاى «كنانه» و «تهامه» دور خود گرد آورند و ارتشى كه نفرات آن چهار هزار نفر بود، براى جنگ آماده سازند. 1
آنچه گفته شد، شمارۀ مردانى بود كه در اين نبرد شركت جسته بودند و اگر شمارۀ زنانى را كه در اين حادثه شركت داشتند، به حساب بياوريم رقم مزبور بالاتر مىرود. رسم عرب اين نبود كه زنان را به ميدان نبرد بكشانند؛ ولى اين بار زنان بتپرست قريش دوشادوش مردان در اين مبارزه شركت كردند. و نقشۀ آنها اين بود كه در ميان صفوف ارتش طبل بزنند، و با خواندن اشعار و ايراد سخنان تحريكآميز، مردان را براى گرفتن انتقام وادار سازند.
آنان زنان را براى اين منظور آورده بودند، كه راه فرار را به روى جنگجويان ببندند. زيرا فرار از نبرد، توأم با اسير گشتنِ دختران و زنان آنها است و عنصر با شهامت عرب به اين خوارى تن در نمىدهد.
غلامان بسيارى در ارتش قريش به وسيلۀ نويدهاى زيادى شركت كرده بودند. «وحشى ابن حرب» حبشى غلام «مُطعم» بود. وى در بكاربردن آلت مخصوص جنگى «زوبين» فوق العاده ماهر بود. به او نويد داده بودند كه هرگاه