229قبيلهاى وارد شدند و به او گفتند: از قريش و محمد و ياران او چه اطلاعى داريد؟
وى چنين گفت: به من گزارش دادهاند كه محمد و ياران او، چنين روزى از مدينه حركت كردهاند. اگر گزارشدهنده راستگو باشد، اكنون او و يارانش در چنين نقطهاى هستند (نقطهاى را نشان داد كه ستون اسلام در آنجا موضع گرفته بودند)، و نيز به من خبر دادهاند كه قريش در چنين روزى از مكه حركت كرده است. اگر گزارش رسيده صحيح باشد، ناچار اكنون در فلان نقطه هستند (نقطهاى را معين كرد كه قريش درست در آنجا تمركز داشتند).
ب: يك گروه گشتى كه در ميان آنها زبير عوام و سعد ابى وقاص بود، به فرماندهى على عليه السلام كنار آب «بدر» رفتند تا اطلاعات بيشترى به دست آورند. اين نقطه معمولاً مركز تجمع و دست به دست گشتن اطلاعات بود.
گروه مزبور در اطراف آب، به شتر آبكشى با دو غلام كه متعلق به قريش بودند برخورد كردند، و هر دو را دستگير كرده و به محضر پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله آوردند. پس از بازجوئى معلوم شد كه يكى از دو غلام متعلق به «بنى الحجاج»، و ديگرى متعلق به «بنى العاص» است، و مأمورند كه آب به قريش برسانند.
پيامبر صلى الله عليه و آله از آنها پرسيد كه قريش كجا هستند؟ گفتند پشت كوهى كه در بالاى بيابان قرار گرفته است. سپس از تعداد نفرات پرسيد. گفتند: تحقيقاً نمىدانيم. فرمود روزى چند شتر مىكشند؟ گفتند يك روز ده شتر، و روز ديگر نه شتر. حضرت فرمود: نفرات آنها بين نهصد و هزار است. بعداً از سران آنها سؤال نمود، گفتند: عتبة بن ربيعه، شيبة بن ربيعه، ابو البخترى بن هشام، ابو جهل بن هشام، حكيم بن حزام، و اميّة بن خلف و... در ميان آنها هستند. در اين هنگام رو به اصحاب خود كرد و فرمود:
شهر مكه جگرپارههاى خود را بيرون ريخته است. 1 سپس دستور داد اين دو نفر زندانى گردند تا تحقيقات ادامه يابد.