191
19 سرگذشت هجرت
سران قريش در حل مشكلات در نقطهاى به نام «دار الندوة» انجمن مىكردند و در مسائل بغرنج به تبادل افكار و تشريك مساعى مىپرداختند.
در سالهاى دوازدهم و سيزدهم بعثت، مردم مكه با خطر بزرگى روبرو شدند. پايگاه بزرگى كه مسلمانان در يثرب به وجود آورده و «يثربيان» حمايت و حفاظت پيامبر را بر عهده گرفته بودند، نشانۀ بارز اين تهديد بود.
در ماه ربيع الاول سال سيزدهم بعثت، كه مهاجرت پيامبر در آن ماه اتفاق افتاد؛ در مكه از مسلمانان جز پيامبر و على و ابو بكر و عدۀ معدودى از مسلمانان بازداشت شده، و يا بيمار و پير، كس ديگر باقى نمانده بود، و مىرفت كه اين عده نيز مكه را به عزم يثرب ترك گويند. ناگهان قريش، تصميمى بس قاطع و خطرناك گرفتند.
جلسۀ مشورتى سران، در «دار الندوة» منعقد گرديد. سخنگوى جمعيت در آغاز جلسه سخن از تمركز نيروهاى اسلام در مدينه، و پيمان «اوسيان» و «خزرجيان» به ميان آورد، و سپس افزود:
ما مردم «حرم»، پيش همۀ قبائل محترم بوديم. ولى محمد ميان ما سنگ تفرقه افكند و خطر بزرگى براى ما ايجاد نمود. اكنون كه جام صبر ما لبريز شده است، راه نجات اين است كه يك فرد با شهامت از ميان ما انتخاب شود و به زندگى او در پنهانى خاتمه دهد و اگر «بنى هاشم»، به نزاع و كشمكش برخيزند ديه و خونبهاى او را بپردازيم.