135«مسيح»، عقيدۀ شما چيست؟
وى پاسخ داد: عقيدۀ ما دربارۀ حضرت مسيح، همان است كه پيامبر ما خبر داده است. وى بنده و پيامبر خدا بود، روح و كلمهاى از ناحيۀ او بود، كه به مريم عطا نمود. 1
شاه حبشه، از گفتار جعفر كاملاً خوشوقت گرديد، و گفت به خدا سوگند، عيسى را بيش از اين مقامى نبود.
ولى وزيران و اطرافيان منحرف، گفتار شاه را نپسنديدند و او على رغم افكار آنها، عقايد مسلمانان را تحسين نمود، و به آنها آزادى كامل داد، و هداياى قريش را جلو آنها ريخت و گفت خدا موقع دادن اين قدرت، از من رشوه نگرفته است، لذا سزاوار نيست من نيز از اين طريق ارتزاق كنم! 2
بازگشت از حبشه
در گذشته يادآور شديم كه: گروه نخست از مهاجران حبشه، روى گزارشهاى دروغ مبنى بر اسلام و ايمان آوردن قريش خاك حبشه را ترك گفته، و رهسپار حجاز گشتند، ولى لحظۀ ورود آگاه شدند، كه گزارش دروغ بوده و شدت عمل و فشار قريش نسبت به مسلمانان هنوز باقى است. بيشتر آنها برگشتند و اقليتِ ناچيزى مخفيانه و يا در پناه شخصيتهاى بزرگ قريش وارد مكه شدند.
«عثمان بن مظعون»، در پناه وليد بن مغيره وارد مكه گرديد 3 و از آزار دشمن در امان بود ولى با چشمان خود مىديد، كه ساير مسلمانان در آزار و زير شكنجۀ قريش به سر مىبرند. روح عثمان از اين تبعيض سخت ناراحت بود. از «وليد» خواهش كرد كه در يك مجمع عمومى اعلام كند كه از اين لحظه به بعد، فرزند مظعون، در پناه او نيست؛ تا او نيز مانند ساير مسلمانان شريك غم و همرنگ آنها باشد. از اين جهت، وليد در مسجد اعلام كرد، كه از اين لحظه به بعد فرزند مظعون در پناه من نيست. او نيز با صداى بلند گفت: تصديق مىكنم.