109يكى از آنها از بين برود. 1
يگانه حامى و مدافع پيامبر صلى الله عليه و آله ، با كمال عقل و فراست دريافت كه بايد در برابر گروهى كه شئون و كيان آنها در خطر افتاده بردبارى نشان داد. از اين جهت، از در مسالمت وارد شد و قول داد، كه گفتار سران را، به برادرزادۀ خود برساند. البته اين نوع جواب، به منظور خاموش كردن آتش خشم و غضب آنها بود؛ تا بعداً براى حل مشكل، راه صحيحترى پيش گيرد. لذا - پس از رفتن سران، با برادرزادۀ خود تماس گرفت، و پيام آنها را رساند و ضمناً به منظور آزمايش ايمان او نسبت به هدف خود؛ در انتظار پاسخ شد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مقام پاسخ، جملهاى فرمود كه يكى از سطور برجستۀ تاريخ زندگى او به شمار مىرود. اينك متن پاسخ او:
عموجان! به خدا سوگند، هر گاه آفتاب را در دست راست من، و ماه را در دست چپ من قرار دهند (يعنى سلطنت تمام عالم را در اختيار من بگذارند) كه از تبليغ آيين و تعقيب هدف خود دست بردارم، هرگز برنمىدارم و هدف خود را تعقيب مىكنم تا بر مشكلات پيروز آيم، و به مقصد نهائى برسم؛ و يا در طريق هدف جان بسپارم. 2
سپس اشك شوق و علاقۀ به هدف در چشمان او حلقه زد، و از محضر عموى خود برخاست و رفت.
گفتار نافذ و جاذب او چنان اثر عجيبى در دل رئيس «مكه» گذارد، كه بدون اختيار با تمام خطراتى كه در كمين او بود، به برادرزادۀ خود گفت: به خدا سوگند دست از حمايت تو برنمىدارم، و مأموريت خود را به پايان برسان. 3