152آنگاه كه لباس احرام مىپوشد، با محرم شدن، پاكى و طه--ارت را در جان و وجود خود احي--ا مىكند. حقيقت احرام، همان تطهير باطن است. او طاهر مىشود؛ آنگاه اذن ورود به حرم را دريافت مىكند و اين طهارت چنان انقلابى در درون او ايجاد مىكند كه اگر در همان حال از دنيا برود حشر او در روز قيامت با طهارت و پاكى و آمرزش تضمين شده است. امام معصوم مىفرمايد: «من مات محرما بعث يوم القيامة ملبيا بالحج مغفوراً له» 1در كتابهاى روايى آمده است خداوند خطاب به حجگزار مىفرمايد: «بندهام تو محرم شدى و امورى را برخود حرام كردى، من نيز آتش دوزخ را بر تو حرام مىكنم». 2
ده. تمرين قطع وابستگىها و دلبستگىها به دنيا
اگر «روزه» تمرين زندگى كردن بدون خوردن و آشاميدن است، احرام تمرين زيستن بى تمام زندگى ساده است، احرام در حقيقت گسستن از غير خدا و پيوستن به لطف و رحمت او است؛ يعنى، به هنگام احرام بستن مىگوييم: از هر چه غير تو است، دست شستم و فقط به ولاى تو دل بستم. كندن لباس دوخته، به معناى جدا شدن از امور دنيا و بيرون آمدن از گناه و امور غير خدايى است. و پوشيدن لباس احرام، يعنى، پوشيدن لباس اطاعت و به عبارتى چشم پوشى از لباس زينت و در بر كردن لباس تقوا است. لذا سفارش شده است: به هنگام بيرون آوردن لباس و به تن نمودن جامۀ احرام، ترك محرمات و ترك آنچه را كه مرضى الهى نيست قصد كند. در روايات