107است كه حاجى در منا دچار نوعى خشونت مىشود و طغيانى بدو دست مىدهد.
كسانى كه در فلسفۀ حج با دقت نظر خاص مىنگرند، افكندن سنگريزهها را به جمرهها نشانهاى از مبارزۀ با شيطان و رمزى از جهاد با نفس سركش مىدانند كه هرلحظه آمادۀ گمراه ساختن آدمى است. اما مردم عادى مىپندارند كه به راستى اين مجسمۀ شيطان است و چنان احساساتشان به هيجان مىآيد كه گويى شيطان را پيش روى خود مىبينند و مانند دشمنى كه به دشمن حمله مىبرد، بر آن مجسمهها مىتازند. حتى بعضى گمان مىكنند كه اين سنگها سه شيطان مجسم است. اگر متوجه اين نكته باشيد، خواهيد دانست چرا اين مردم با چنان خشونتى سنگ پرتاب مىكنند. به چشم خود ديدم چند سنگريزه به جاى آنكه به ستونها بخورد به سر مردم خورد و آنها را آزرد. آنچنانكه بسيارى از سنگريزهها را كه مىافكندند، از نخود كه سهل است از باقلا هم بزرگتر بود. گذشته از سنگريزه، دهها و بلكه صدها لنگۀ كفش در كنار مجسمهها مىتوان ديد. ظاهراً افكندن هفت سنگريزه، آتش خشم دشمنان شيطان را خاموش نكرده است و خواسته بودند با كفش و دمپايى، خوب حساب آن