102خواستههاى هواى نفس، يا ديو نفس، يا شيطان، اما بايد جهاد كرد، جهاد اكبر، مبارزه با نفس، جهاد فى سبيل اللّٰه كارى است مشكل، اگر خدا كمك كند آسان مىشود. 1بايد كوشش كرد و هجرت كرد، از قيد و بند زن و فرزند و مال و مقام، از هواهاى نفس، از همۀ بندها بايد هجرت كرد.
زنت زنجيرى به گردن، مالت زنجيرى به دست و پا، فرزندت به گردهات سوار، و شهوت و قدرت و مقام و مال هر يك سدى براى عبور از ميقات تو شدهاند.
پيامبر درونت گويد كه همه را بگذار و بگذر، عقل و دينت گويند اينها هدف نيستند، بلكه وسيله سعادتاند از اينها درگذر و عبور كن، به وادى امنى خود را رسان، هجرت كن، پيشتر برو، اول كار است، سرحد هجرت است، ابتداى جهاد است 2 گذشت، مردانگى، همت، استقامت و صبر مىخواهد.
با خود انديشيدم كه خدايا چه كنم، راهم ده، كمكم كن. اگر از اينميقات عبور كنم، پيروزم، فاتحم، انسانم، خدايىام، بندهام، تا آخرعمرمجاهدم، مشكل است، دشوار است، بايدهجرتكنم، جهاد كنم، از خود بيرون روم، خود را نبينم، به سوى حق هجرت كنم، به سوى هستى مطلق، كمال مطلق، نيست شوم تا راه آسان شود.