88ديگران ياد بدهيم، باز هم بعيد است كه توانسته باشيم همهى خصوصيات اين واجب بزرگ را كشف و بيان كنيم. ما به قدر توان و ظرفيت خودمان چيزى مىفهميم و چيزى مىگوييم و چيزى عمل مىكنيم.
خودسازى؛ مقدمه و شرط ديگرسازى و جهانسازى
دو نكتهى اساسى در حج هست، كه يكى مربوط به شخص هر زاير و هر حاجى است، و يكى هم مربوط به مجموعهى مسلمين و سياست دنياى اسلام و جهتگيرى امت اسلامىست. نكتهى اول، از اين جهت حايز اهميت است كه اگر آن نباشد، كار دوّمى هم چندان درست نخواهد انجام گرفت. كار سياسى و فرياد سياسى، در دنيا زياد است. آن فريادى كه در دلها اثر مىكند، جوامع را عوض مىكند، دشمن را حقيقتاً مىترساند و راه را واقعاً روشن مىكند، فريادىست كه از روى ايمان و از دلِ با تقوا و از انسان عاملِ صالح ناشى شده باشد؛ همانطور كه در انقلاب اسلامى ايران مشاهده شد. پس، خودسازى، مقدمه و شرط اساسى براى ديگرسازى و جهانسازى و ايجاد تحول و پيمودن راههاى دشوار است. لذاست كه در آيات كريمهى حج، از ذكراللّٰه و استغفار و بازگشت به خدا، مكرر سخن رفته است.
حج، يك هجرت است
حج، يك هجرت است. هجرت از خود ماست؛ هجرت از منيّت ماست، هجرت از آن زندانىست كه ما را احاطه كرده، و گوهر يكدانهى بىنظير انسانى را در وجود ما مخفى و پنهان نگهداشته است. حج، هجرت از خودپرستىهايىست كه از هوا و هوس ناشى مىشود؛ هجرت از خودخواهيهايىست كه ما را از خدا دور مىكند؛ هجرت از طبقهبندىها و مرزبندىهايىست كه زندگى انسانها را از هم جدا مىكند و فقير و غنى، شريف و وضيع ، بزرگ و كوچك - بر طبق معيارهاى عاميانهى مردمى - را به هم نزديك مىكند و در كنار هم قرار مىدهد، و وجه مشترك همهى انسانها، يعنى عبوديت را در همه زنده مىكند.