85بايستى كأنه از عالم معنا و از بهشت برگشته باشد. افراد بايد چنين حالتى داشته باشند. براى اين هم بايستى برنامهريزى مفصلى بشود. ...
ما بايد از همهى مظاهر و ظواهر و شعاير حج استفاده بكنيم. مثلاً ببينيم در عرفات چه استفادهيى مىتوان كرد. منظورم صرفاً استفادهى سياسى نيست. البته بخشى از آن، استفادهى سياسى و انقلابى است و هرچه مىشود، بايد استفاده كرد. يا مثلاً در منىٰ، يا در خود مكه، يا در مدينه، چه استفادهيى مىتوان كرد. در بحبوحهى اعمال حج، چه استفادههايى مىتوان كرد. بعد از ايام حج - كه يك مقدار فراغت و آرامش هست و احساسات مردم فروكش كرده و دنبال كارهاى متفرقهاند - چه استفادههايى مىتوان كرد.
يعنى ما بايد براى دانهدانهى اينها برنامه داشته باشيم. نمىگويم كه از امسال تا سال آينده اين برنامهها تنظيم بشود؛ اما هدف و جهت بايد اين باشد.
امام روى نماز جمعه و حج خيلى تكيه مىكردند
جمهورى اسلامى حج را شناخت. اين، بصيرت امام بود. امام درست در سربندهاى اساسى انگشت گذاشته بود. در اسلام خيلى واجب وجود دارد، روزه هم يك واجب اساسى است؛ اما امام روى نماز جمعه و روى حج - يعنى آن بخشهاى حساس و سربندهاى مهم - خيلى تكيه كرد و دايم از سال اول نسبت به حج حرف داشت و پيام مىداد. البته من يادم است كه ايشان از قبل هم - يعنى سال 41 - به حجاج پيام مىدادند. بعد از آن مبارزات اوليهى مربوط به انجمنهاى ايالتى و ولايتى، و بعد از آنكه دولت انجمنها را قبول كرد، فاصلهيى شد. در اين فاصله كه بين زمستان تا فروردين بود، حادثهى مدرسهى فيضيه واقع شد، كه فاصلهى تلخى بود؛ تحرك بود و تلاش بود و خطر، و ما نمىدانستيم كه چه كار مىخواهد بشود. من يادم است كه يك شب به همراه مرحوم آقاى شيخ على حيدرى نهاوندى - از شهداى حزب جمهورى اسلامى - و دو نفر ديگر خدمت امام رفتيم، تا پيشنهادهايى كه راجع به حج به ذهنمان مىرسيد، با ايشان در ميان بگذاريم. يكى از پيشنهادهاى ما اين بود كه به مناسبت موسم حج، خوب است پيامى از جانب ايشان صادر شود؛ اما ايشان گفتند كه من نوشتهام! معلوم شد كه ايشان