84براى من از معنويت حجاج ايرانى در حج تعريف مىشد؛ شايد سالهاى ديگر هم همينطور بوده است. برادران نقل مىكردند كه نيمهشبها عدهى زيادى از ايرانيها در گوشه و كنار مسجدالحرام و يا در عرفات ايستاده بودند و نماز شب مىخواندند، يا حال توجه داشتند. اينها خيلى مهم است. من خودم در حج مجموعهيى را ديدم كه يك حال معنوى داشتند. وقتى فهميدم متعلق به كدام كشورند، در احساس و درك من نسبت به مردم آن كشور اثر گذاشت. سالها هم گذشته، اما اين قضيه از يادم نمىرود.
ما در حج بايد بتوانيم فرهنگ و اخلاق و منش و رفتار مردم خودمان را طورى بكنيم كه اينها الگو بشوند و كسانى كه نگاه مىكنند، يادشان نرود؛ لااقل چيزهاى برجستهيى را از ايرانيها بگيرند. اين شايد در مواردى، اثرش از آن سوءظن بيشتر باشد.
اين قدمى نيست كه بگويم برداشته بشود، تا شما بگوييد كه كار ما نيست؛ نه، همان مقدارى كه مربوط به حج است، بايد انجام بگيرد. بنابراين، از ديدگاه تأثير بر روى ملتهاى مسلمان، اين مسألهى اساسى و مهم وجود دارد.
در ايام حج، تأثيرات زيادى مىشود روى ذهنها گذاشت
اما از ديد همان صدوبيست هزار نفرى هم كه خودمان برمىداريم مىبريم يك مسألهى مهم است. صدوبيست، سى هزار، صدوپنجاه هزار، انشاءاللّٰه در آينده دويست هزار نفر زن و مرد و پير و جوان را براى مدت بيست يا بيستوپنج روز، در حساسترين مناطقى كه مىشود انسان حرفى را مؤثر در ذهنها فرو كند، به ما مىسپارند. اين، فرصت بسيار استثنايى و خيلى عجيبى است. وقتى كه يك مشت آدم را در مدت يك هفته به اردويى مىبرند، مىگوييم براى تأثيرگذارى عجب ميدان خوبى است. اين اردوى صدوپنجاه هزار نفرى را به دست ما سپردهاند و ما داريم آنها را مىبريم؛ تأثيرات زيادى مىشود روى ذهنها گذاشت. بحمداللّٰه ما سرمايههاى گرانقدرى هم داريم؛ آقايان اهل علم، صاحبان فكر، صاحبان زبانها يا روشهاى مؤثر. با اين ديد نگاه كنيم كه ما يك عده را به اردو بردهايم و مىخواهيم روى اينها اثر بگذاريم، و وقتى كه برمىگردند، منقلبشان كرده باشيم؛ كه حج هم اصلاً براى منقلب شدن است. حج بايد ما را معنوى كند. وقتى برمىگرديم، واقعاً بايد معنوى شده باشيم. هر كس برمىگردد،