82
برنامهريزى بايد اصولى و عمومى و كلان باشد
آن چيزى كه من مفيد مىدانم عرض بكنم، اين است كه حج حادثهيى است كه هر سال يك بار اتفاق مىافتد؛ اما از آن حوادثى است كه مىسزد اگر يك سال يك جمع عاقل، عالم، هوشمند و توانا، براى آن چند روز برنامهريزى و تلاش كنند. بله، من اين حرف را كه در گزارش آمده بود، قبول دارم كه برنامهريزى خوب، در صحنهى عمل خودش را نشان مىدهد؛ اگرچه هيچ سالى را با سال ديگر نمىشود مقايسه كرد و هر سالى مسايل خودش را دارد. امسال مسايل خاصى بود، شكل خاصى بود و مهرههاى سياستهاى جهانى، تركيب خاصى داشتند. شما از اين فرصت استفاده كرديد و اين حضور را به اين شكل نشان داديد؛ سال ديگر نمىدانيم كه چگونه است. اينطور نيست كه هر سالى قطعاً بتواند الگوى سال ديگر بشود؛ نه، ممكن است سال بعد حادثهى كوچك يا بزرگى اتفاق پيدا كند كه كل هندسهى اين صحنه و عرصهى ترسيمشده را عوض كند.
آنوقت اين مجموعه، مركز و شعاع ديگرى پيدا خواهد كرد. برنامهريزى بايد اصولى و عمومى و كلان باشد. البته اگر جزييات هم فرض بشود، خوب و لازم است؛ منتها بايد با آن حالت بلندنظرى باشد، تا انسان بتواند هر شرايطى را به خدمت بگيرد.
بايد ببينيم حج از ما چه مىطلبد
آنچه كه مهم است، اين است كه ببينيم حج از ماچه مىطلبد. ما امروز حكومت اسلامى هستيم؛ ادعاى ما اين است. ما معتقديم كه حج، جا و ميدان ماست. اين ميدان، باعظمت است. معلوم است كه عظمت اين ميدان، همان يكى، دو ميليون آدمى كه آنجا هستند، نيست؛ بلكهكل دنياىاسلام است؛ چون هر كدام به شهرها، كشورها و خانههاى خودشان مىروند و خبرى از حج مىبرند. پس، شما از اندونزى تا اروپا را زير پوشش گرفتهايد.
مسلمانان همه در حج بودند و شما آنجا حضور داشتيد. اگر شما در حج كه هستيد، بتوانيد آن كارى را كه وَ تَكُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَى النّٰاسِ 1 ايجاب مىكند، انجام بدهيد، تمام