43پيشانى حكام ستمگر و خائن حجاز نهادند.
و دوم، درد فراق خانهى خدا و محروميت از انجام مناسك حج و ممنوع شدن از حضور در محشر عام مسلمين را كه به دست خود فروختگان، بر ايشان تحميل شده و راه خانهى خدا به روى آنان مسدود گشته است. اين، يكى از عبرتانگيزترين وقايع دوران تحولخيز كنونى است كه ملتى از همه به اسلام وفادارتر و از همه در راه خدا فداكارتر، از خانهى خدا مصدود شود و از انجام فريضهى اسلامى ممنوع گردد.
آن روى اين صفحهى شگفتانگيز آن است كه حرم الهى، براى مستشاران امريكايى و كمپانيداران نفتى امن باشد و براى مسلمانان پاكباز و خانهپرداز، ناامن و كمين صدها خطر. اين، از جملهى نشانههاى غريبى است كه خبر از وضعى بشدت ناهنجار مىدهد و طبعاً در خود، بشارت تحولى و آيندهيى بهنجار حمل مىكند. فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . 1
بوقهاى جهانى، همصدا با دروغگويان سعودى، آن روز گفتند كه ايرانيان در پاسخ حمله به مسلحين سعودى كشته شدهاند و عدد كشتگان آنها اين همه نيست و به همان عدد، از نظاميان مكه به هلاكت رسيدهاند!
شگفتا ! چگونه زايران بىدفاع كه سلاحى جز ارادهى قوى و ايمان عميق و عشق آميخته به ايثار نداشتهاند، مىتوانستند گاردهاى دستآموز سعودى را به قتل برسانند، يا آغازگر حمله به آنها باشند؟ و چگونه مىتوان در تعداد شهيدان اين فاجعه شك كرد؟ آيا حمل بيش از چهارصد پيكر شهيد از مكه بهايران، براى اثبات وسعت جنايت كافى نبوده است؟ امروز هم همان بوقها و همان دروغگويان مىكوشند كه گناه آل سعود را در جلوگيرى از حج ايرانيان، كوچك جلوه دهند، يا انكار كنند.
دولت جمهورى اسلامى، براى گشودن راه كعبهى مقصود، از هيچ تلاشى سر باز نزد و باز هم نخواهد زد؛ اما مدعيان توليت حرمين شريفين، بر جلوگيرى از حضور حاجيانى كه حج را به معنى درست آن شناخته و توحيد الهى را با برائت از مشركين همراه كردهاند، اصرار مىورزد.