39كرد و پس از ارتحال ملكوتيش نيز با زبان وصيتنامهى سياسى، الهىاش با ما و همهى مسلمانان عالم، دربارهى آن حرف زد. اين واجب، تخلفناپذير است. شما حاجيان نيز داراى همين وظيفهايد، و اگر همه به وظيفه عمل كنيم، زخم عميق پيكر اسلام بهبود خواهد يافت - انشاءاللّٰه - و خدا با ماست.
امام خمينى در دل يكايك عاشقانش زنده است
5)نزديك به چهل روز است كه امت اسلام در سوگ امام و مراد و مقتداى خود در التهاب و سوز و خروش است. نزديك چهل روز است كه امام خمينى، آن بندهى مطيع خدا، آن دشمن آشتىناپذير مستكبران، آن طرفدار و خدمتگزار مستضعفان و محرومان و مظلومان، آن برافرازندهى پرچم اسلام ناب محمّدى و افشاگر اسلام امريكايى، آن فريادرس مسلمانان جهان، آن مجمع خصال والاى اسلامى و آن مسلمان كامل، در ميان ما نيست. او به ملكوت اعلىٰ پيوست و ملت انقلابى ايران و ديگر فرزندانش در سراسر جهان را داغدار و ماتمزده كرد؛ اما طنين صداى او كه نداى حق و عدل بود، در دلهاى امتش و در فضاى جهان هست و خواهد بود. او نمرده است و نخواهد مرد. براى او كه راهرو راه پيامبران بود - همچون خود پيامبران - مرگ جسم به معناى مرگ شخصيت نيست.
او دربانگ تكبير مبارزان مسلمان، در ارادهى قهرآميز ملتهاى زير ستم، درايمان آگاهانهى نسل جوان معاصر در دنياى اسلام، در اميد روشن مستضعفان و مظلومان، در سوز و حال معنوى مناجاتيان، در حيات دوبارهى معنويت وارزشهاى اخلاقىدرجهان، و در همهى جلوههاى زيبايى كه حركت انقلابى و تاريخساز او در دوران معاصر به وجود آورد، و بالاخره در دل يكايك عاشقان و مريدانش زنده است.
دشمنان زخمخوردهى انقلاب، انتظار روز فقدان او را مىكشيدند، تا در غيبت آن ديدهبان بيدار و نگاهبان نيرومند، به مولود و ميراث و تلاش او - يعنى جمهورى اسلامى در ايران و نهضت بيدارى مسلمين در جهان - دستبرد زنند وچشم زخم وارد آورند؛ اما بيدارى انقلابى و ايمان آگاهانه و وفاى عاشقانهى ملت بزرگ ايران كه در تشييع جنازهى