273
عدهيى مىخواهند ملت ما را از دين جدا كنند
عدهيى براى اين كه ملت ايران را از پيروزى هايش،از سرافرازى هايش،ازالگو شدنش در مقابل ملتهاى مسلمان، از عزتش در دنيا، از ممانعتش از ورود غارتگران بينالمللى به اين كشور، و ساير ميدانهاى افتخارآميز دور كنند، چارهيى ندارند جز اينكه اين ملت را از دينش جدا كنند. دين در اقتصاد جامعه، در فرهنگ جامعه، در روابط سياسى جامعه، در تعامل مسؤولان با مردم - همهجا؛ آنجايى كه عرصه، عرصهى دين است - حضور دارد. براى اين كه دين را از همهى اين عرصهها بيرون كنند، جنجال مىكنند كه دين را سياسى نكنيد؛ دين اهل سياست نيست؛ براى حفظ آبروى دين، بايد دين را از سياست دور كرد؛ آبروى دين در اين است كه بروند در معابد و در كنج خانهها و در گوشهى صندوقخانهها اسم خدا را بياورند! اين است آبروى دين؟! پس اين كه مىفرمايد:
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ يعنىچه؟ خداىمتعال اسلام را آورده است تا بر جهان بشريت خيمه بزند و مثل خورشيدى بر تمام ذرات كائنات بتابد و آنها را زنده كند؛ جمهورى اسلامى رسالتش اين است و امام بزرگوار هنرش اين بود. هنر بزرگ امام بزرگوار اين بود كه از قلب حوزههاى علميه و از مركز فقاهت و دين، با صلاحيت كافى بيرون آمد؛ اين را در دنيا فرياد كرد و دل ملتها را تكان داد؛ چون فهميدند كه حقيقت دين اينجاست.
در حج، هويت اسلامى را نشان دهيد
آن روزى كه دين با اين چهرهى روشن و درخشان و پُرحماسه و افتخارآميز در اينجا ظهور كرد، آن هنگامى بود كه هرجا قالب افسردهيى به خاطر دورى از دين، راه خود را از دست داده بود، به جان آمد. در منطقهى فلسطين و لبنان، آنجايى كه مردم سالها بود طعم ذلت را به وسيلهى دشمن در كام خودشان حس كرده بودند، كسانى بودند كه در عمرِ خودشان هيچ آشنايىيى با دين نداشتند؛ اما گفتند ما اسلام را قبول كردهايم و در مقابل اسلام خاضع شدهايم و در برابر دشمن ايستادگى مىكنيم. اسلام، آن اسلامى است كه رهبر عظيمالشأنِ بىنظير جمهورى اسلامى - امام بزرگوار - آن را بر سر دست گرفت و به دنيا معرفى كرد ؛ لذا فلسطين دوباره احيا شد.