272وجود دارد؛ هم در باطن مردم، هم در مقررات، هم در باطن مجريانِ بااخلاص و مؤمنى كه بحمداللّٰه هستند و در هر گوشهيى حضور دارند. آن وقتى اين موفقيتها كامل خواهد شد كه اين نورانيت تعميم پيدا كند؛ مجريان، همه نورانى بشوند؛ كارگزاران دستگاه در هر يك از قواى سهگانه، همه نورانى بشوند؛ ما معممان، همه نورانى بشويم؛ دستاندركاران كارهاى مادى و معنوى اين جامعه در دلِ خود نورانيت به وجود بياورند؛ آنگاه اين دستگاه و اين بنا و اين حركت عظيم، در همهى ابعاد موفق خواهد شد.
دين براى ادارهى زندگى انسان است
حج، فرصت خوبى است. عدهيى از آن طرف مىخواهند جوانب سياسى حج، جوانب سياسى دين و احكام دين را بكلى انكار كنند؛ اين هم يكى از آن شيطنتها و بازيهاى بسيار رسواى دشمنان دين است كه مىگويند دين در امور سياسى نبايد دخالت كند! اگر دين در امور سياسى نبايد دخالت كند، چرا پيغمبر حكومت تشكيل داد؟ چرا بعد از پيغمبر خلفاى صدر اول به نام دين بر مردم حكومت كردند؟ چرا اميرالمؤمنين با آن همه تلاش، به استحكام و استقرار حكومت تن درداد؟ دين براى ادارهى زندگى انسان است. زندگى انسان، فقط زندگى در پستوى خانهها نيست. آن كسانى كه مىخواهند صحنهى اقتصاد و سياست و فرهنگ و فعاليت اجتماعى را محل تاخت و تاز اهواء و شهوات و خباثتهاى خودشان قرار بدهند و بندگان خدا را بندگان خود كنند، معارضى كه مىبينند، دين است. واقعاً وقتى دين در هر ميدانى حضور داشته باشد، هيچ قدرتى در مقابل آن تاب مقاومت ندارد. آنجايى كه شما مىبينيد اهل دين شكست خوردند، به اين خاطر بود كه دين را به ميدان نياوردند و لختِ از مفاهيم دينى و عمل دينى و اخلاص دينى وارد ميدان شدند. هر جايى كه اهل دين با دين به ميدان آمدند، بدون ترديد پيروزى متعلق به آنهاست؛ اين سنت الهى است؛ وَ لَوْ قٰاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبٰارَ ثُمَّ لاٰ يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لاٰ نَصِيراً . بعد مىفرمايد سُنَّةَ اللّٰهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبْدِيلاً .