254همين قدرتهاى سلطهگر جهانى - كه مرتب روى اين كشور و آن كشور دست مىاندازند و دولتها و ملتها را زير يوغ خودش مىكشانند، عمدهى كارشان از ترساندن مىگذرد.
قدرت واقعيشان آن قدر نيست كه بر زبان مىآورند. بديهى است اين همه كه اينها با اين انقلاب و با اين كشور بدند، اگر قدرت داشتند، تا حالا اين انقلاب اينطور رشد نمىكرد و اينگونه نمىماند. آيا اين خود دليل نيست كه سلطهگران امريكا و صهيونيستهاى عالم، آنچنان كه ادعا مىكنند، قدرت ندارند؟! اينها عمدهى كارشان را از راه تهديد و مرعوب كردن پيش مىبرند. نماينده بايد كسى باشد كه مرعوب نشود. چه كسى مرعوب نمىشود؟ آدمى كه دلش به خدا متكى باشد. وقتى انسان به خدا متوكل بود، از هيچكس مرعوب نمىشود؛ يك نمونهى زندهاش را در زمان خودمان ديديم - يعنى امام قدس سره - و هزاران نمونهى ديگر را در ميدان جنگ و در ميدانهاى سياست ملاحظه كرديم. اين جوانان مؤمن و پاكباخته، از خدا ترسيدند؛ از هيچ كس غير خدا نترسيدند؛ اَلَّذِينَ قٰالَ لَهُمُ النّٰاسُ إِنَّ النّٰاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزٰادَهُمْ إِيمٰاناً وَ قٰالُوا حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ . در گوشه و كنار، افراد و راديوها و عوامل دشمن مرتب به اينها مىگفتند، عليه شمادارند توطئه مىكنند؛ بناست ضربه بزنند؛ بناست چنين بكنند؛ بناست چنان بكنند؛ براى اين كه اينها را بترسانند؛ اما اينها گفتند نه؛ ايمانشان بيشتر شد؛ گفتند حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ ؛ خدا ما را كافىاست؛ ما به خدا اعتماد داريم و به او اطمينان مىكنيم. آن وقت خداى متعال مىفرمايد: فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ . بله، وقتى كسى به خدا اتكا بكند، اينگونه است. آن كسانى كه دوران جنگ را ديدند و در آن صحنهها بودند، مىدانند كه من چه مىگويم. تمام قدرتهاى مسلح عالم دست به دست هم دادند، براى اين كه بتوانند يك وجب از خاك اين كشور را بگيرند؛ بتوانند بگويند مرز ايران از اين نقطه چند كيلومتر عقب آمد؛ اما نتوانستند. اين ملت در مقابلشان ايستاد؛ لذا نتوانستند. خدا كمك مىكند و نمىگذارد دشمن غلبه پيدا كند.
مرعوب شدن، صفت خيلى بدى است. حالا يك وقت انسان در خانهى خودش نشسته است و مرعوب مىشود - اين يك نفر آدم است - اما يك وقت انسان در مسند