182اقتصادى در دنياى اسلام بچسباند و اين مادّهى حياتى را بمكد. راهش هم اين است كه با اينها ارتباط برقرار كند و تماس اقتصادى بگيرد و كارهاى اقتصادى انجام دهد.
يكى از سران خود باختهى مزدور عرب در چند ماه قبل از اين، همين حقيقت را بيان كرد و گفت: در صلح با اسرائيل، مادامى كه اين مسألهى اقتصادى با اسرائيل حل نشود، نقشى بر روى كاغذ است و ارزشى ندارد. راست هم گفت. اصل قضيه اين است كه اسرائيل، منابع اقتصادى را بمكد. او در اين فكر است و دارد قدمهاى اوليه را بر مىدارد و موفق هم شده است. اين اقدام، براى دنياى اسلام عزا و مايهى غم است. اين، بزرگترين غصه براى دنياى اسلام است. مسلمين مىفهمند كه چه دارد مىگذرد و چه دارد اتفاق مىافتد؟ آيا مىدانند كه با فشار امريكا و حكام خود فروختهى مزدور آن و با پشتوانه قرار دادن علم و صنعت و پيشرفت و تكنولوژى و ثروت براى يك هدف سياسى اين قدر پست و ننگين و لئيمانه، چه اتفاقى دارد در دنياى اسلام مىافتد.
حج؛ گنج پايان ناپذير
مسلمين بايد اين واقعيات را بدانند. اينها را از كجا بدانند؟ يكى از طرق و منافذ و منابر ما «حج»است. بايد برنامه ريزى بشود. البته هوشيارى و ظرافت لازم است. چگونه عمل كردن، در موفق شدن خيلى نقش دارد. غرض، «حج» اين طور چيزى است. به نظر من، «حج» گنجى لايفنى است. تمام مشكلات دنياى اسلام، از طريق حج قابل رفع است.
اعتقاد من اين است كه هم مشكلات سياسى و هم مشكلات معنوى و انسانى و هم حتى مشكلات اقتصادى دنياى اسلام، به بركت حج قابل حل است. آن روزى كه در دنياى اسلام، چند دولتِ حقيقتاً مؤمن به اسلام و حج وجود داشته باشد، مىتوان از طريق حج، حتى مشكلات اقتصادى دنياى اسلام را هم برطرف كرد.
ما به سمت فرج حركت مىكنيم
ما بايد امروز اين زمينه را نگه داريم. البته، حالا چنين امكانى نيست؛ اما نبايد بگذاريم اين زمينه از دست برود. بايد اين زمينه را نگه داريم. اين حالت ترغب و انتظار