175شكرى كه بايد بكنيم، شكر فرض اين فريضه است. حكيم عزيز عليم، مصالح ما را ملاحظه فرمود و درست بر طبق نياز و در چارچوب استعداد و توانايى ما، اين فريضه را بر ما قرار داد. يكى از شكرهايى كه ما هميشه بايد بكنيم، شكر نعمت فرايض الهى است.
بايد اين واجبات الهى را شكر بكنيم. نبايد شكر اين نعمت بزرگ - از جمله حج - مغفولٌعنه بماند.
همچنين بايد شكرگزارى كنيم كه بحمداللّٰه در جمهورى اسلامى و به بركت اين نظام، خيلى از چيزهاى فوت شدهى ما در قبل از انقلاب، به ما برگشت. «حج» هم در اين نظام به ما برگشت. نمىگوييم كسانى كه قبل از انقلاب به مكه مىرفتند، حج نمىكردند.
آن وقت هم مؤمنين و صلحا و مخلصانى بودند كه به حج مىرفتند و بهرهى خود را از آن مىبردند. حجِ افراد بود؛ اما حجِ جامعهى اسلامى و امت نبود و استفادهى جمعى از آن نمىشد. هر كسى به قدر همت و ظرفيت خود - اگر كاسهى گدايى را پيش برده بود - چيزى مىگرفت و بر مىگشت. بعضيها هم دست خالى بر مىگشتند. امروز مسأله، مسألهى خود آن حج كنندگان و حج گزارندگان نيست؛ مسألهى امت است كه استفاده مىكند. مثل اين مورد، خيلى چيزهاى ديگر هم وجود دارد.
هزار ماهى كه در آن ليلةالقدر نيست
فرمود: ليلة القدر خير من ألف شهر ليس فيها ليلة القدر . هزار ماهى كه در آن ليلةالقدر نيست. مسلّم در هزار ماه متوالى، دهها ليلةالقدر هست؛ اما آن ليلةالقدر نيست.
ليلةالقدرى كه در آن امام نيست و و تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَةُ وَ الرُّوحُ نيست يا اگر تنزّل ملائكه هست، مردم از او استفاده نمىكنند؛ اين چه ليلةالقدرى است؟ ليلةالقدر براى كسانى است كه آن را دارند. در زمان حكومت بنىاميه، ليلةالقدرى براى مردم وجود ندارد و كسى از آن استفاده نمىكند. خود امام و خواصش، از آن استفاده مىكنند. اين، غير از آن ليلةالقدرى است كه امت اسلام از آن استفاده كنند.
ما واقعاً ليلةالقدر نداشتيم. ما جماعت و جهاد و حج و امر به معروف و نهى از منكر و خيلى چيزهاى ديگر هم نداشتيم. تنها مسألهى ولايت عملى و فعلى و مجسم و مجسد