158روزهاى متمادى با هم باشند، معلوم نيست يك ذره با يكديگر انس پيدا بكنند، را در يك نقطه جمع مىكند و به همه آنها عمل، ذكر، عشق و هدف واحد مىبخشد كه دنبال يك هدف بروند. خوب توقع چيست؟ توقع اين است كه دستاورد واحدى پيدا بكنند.
آن دستاورد واحد چيست؟ آن چيزى كه به همهى ملتها ارتباط پيدا مىكند، نه به يك ملت واحد، فضلاً از شخص واحد، آن چيست؟ آن عبارت است از چيزى كه بين ملتها است، كه همان اسلام است. بين ملتهاى صاحب نژادهاى مختلف؛ كه همه مسلمانند، آنچه مشترك است چيست؟ آن، آرمانها، آرزوها، اهداف و عشقهاى اسلامى است كه اسلام براى آنها معين كرده است. پس حج مىخواهد اين را تأمين بكند. چرا اين نكتهى واضح را بعضى نمىفهمند و بايد برايشان تشريح كرد؟ بعضى با وجود تشريح كردن هم نمىفهمند و شقاوت را به حد اعلىٰ رسانده، با اين امر واضح و حق صريح، مبارزه هم مىكنند. شرقى، غربى، سياه، سفيد و صاحب لغات گوناگون كه اينجا جمع شدهاند، چند روز عمل واحد انجام مىدهند، در يك نقطه عبادت مىكنند، مىخوابند و مىنشينند.
اين كارها براى يك امر فرا مليّتى و فراشخصيتى است والّا ممكن بود اين اعمال را هر كسى در مسجد جامع شهر خودش هم انجام بدهد. چرا مردم را به يك نطقهى خاص كشاندند؟ براى اينكه با هم باشند و با هم بودن را حس كنند و آن چيزى كه فراتر از مجموعههاى ملّى است، يعنى مسلمان بودن و وحدت اسلامى را به اينها بفهمانند. آن، همان چيزى است كه انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى از روز اول دارد روى آن تأكيد مىكند و مىگويد آقا حج، براى آشنايى مسلمانان، اتحاد و تأمين منافع مشترك مسلمانان و احتراز از دشمنان مشترك؛ يعنى برائت از مشركين است. اينجا چون مركز اسلام است و لُب، روح و حقيقت اسلام توحيد است و خانهى خدا، مركز اقامه و مظهر و نماد و رمز توحيد است، لذا شعار، شعار توحيدى است و برائت هم برائت از شرك است. اين امر واضحى است. حالا مىگويند آقا توى كتاب مسأله، كجا نوشتهاند برائت از مشركين جزء واجبات حج است؟ خوب كجا نوشتهاند كه حفظ نظام اسلامى از اوجب واجبات است و اگر كسى اين را منكر باشد، اسلام را نفهميده است؟ يك چيزهايى هست كه نوشتن ندارد. هر جايى كه شما به اثرى از دين نگاه كنيد، اين را بهوضوح مىبينيد. البته انسان