144است، مسؤوليت سنگينى بر دوش قدرتهاى مسلّط جهان و بيش از همه امريكاست. اگر دخالت و سياستگذارى آنان نمىبود، مسلمانان بوسنى در برابر صربهاى مسلّح و مجّهز، از دريافت كمكهاى تسليحاتى ممنوع و محروم نمىشدند و ملّتى دست بسته و محاصره شده، قربانى مهاجمينى خونخوار و گستاخ و تشويق شده، قرار نمىگرفت. دردآور آن است كه امريكا و ناتو پس از اين زمينهسازى بيرحمانه براى قتل عام مسلمانان بوسنى، و پس از اينكه سازمان ملل و دبير كلّ آن را كاملاً در جهت همين سياست به كار انداختهاند، و پس از نشان دادن علائم رضايت خود از قلع و قمع مسلمانان به دست صربها، و پس از گذشت چند هفته از حملهى سبعانهى مهاجمين به زن و كودك و پير و جوان مسلمان، و كشته شدن هزاران بيگناه و پديد آمدن محنتى بدان عظمت براى مردم شهر گوراژده. پس از اين همه، با تهديد صربها به بمباران هوايى، شكنجه را متوقف مىكنند و آنگاه اين را به حساب انساندوستى و صلح دوستى و بيطرفى خود مىگذارند! آيا اگر جلاّدى پس از ساعتها و روزها، شكنجهى شخصى را موقوف كند مىتواند مدعى انساندوستى خود شود و ادامه ندادن شكنجه را دليل بياورد؟! همين موضع ظاهراً بيطرف ولى عملاً خصمانه نسبت به مسلمين، در همهى قضايايى كه در آن مسلمانان مظلوم، يك طرف قضيه و مورد ستم و فشار دشمنان خود هستند، نيز از امريكا و همدستان اروپايىاش مانند انگليس ديده مىشود. كه نمونهى آن، قضاياى گريهآور كشمير و محنت شديد مسلمانان قرهباغ و تاجيكستان است. هر جا دولت يا جمعيّتى شعار اسلام مىدهند و براى حاكميت اسلام تلاش مىكنند، بطور بىقيد و شرط مورد اهانت و تهمت و سختگيرى و دشمنىِ خباثتآميز امريكا قرار مىگيرند، مثال واضح، دولت سودان، نهضت اسلامى الجزائر، حزب اللّٰه لبنان، حماس و جهاد اسلامى فلسطين، مسلمانان مصر و امثال آنهايند. در همهى اين موارد، عناصر استكبار جهانى و بيش از همه امريكا، رفتارى همراه با تعصّب و شبيه رفتارهاى قبيلهيى جوامع قبائلى از خود بروز مىدهند. ماجراى دشمنىهاى كينهتوزانه و همراه با خشم و بىانصافى از سوى امريكا نسبت به ايران اسلامى و البته به فضل و ارادهى الهى، غالباً بىاثر هم خود داستان جداگانهيى دارد كه بسيارى در سطح جهان از آن باخبرند.