118رسم زندگى ما را در صحنهيى عملى و روشن ترسيم مىكند. ميعادى همگانى، هر سال تشكيل مىشود تا مسلمان، در آن محيط وحدت و تفاهم، و در پرتو ذكر الهى، راه و جهت زندگى را بياموزد، آنگاه به سرزمين خود و به ميان كسان خود برگردد، و در سالهاى بعد گروههاى ديگر و گروههاى ديگر بيايند و بروند، بياموزند و بيندوزند، بگويند و عمل كنند، بشنوند و تدبّر كنند، و در نهايت همهى امتّ، به آنچه خدا خواسته و دين آموخته، برسند. نظر افكندن به عرصهى عظيم زندگى امّت اسلامى، فراتر از ابعاد ملتها و نژادها و قوم و قبيلهها، و نظر افكندن به اعماق وجود خود و فراگرفتن راه و جهت و شيوهى زندگى، چنانكه شايستهى اوست، و همه در پرتوى از ذكر خدا. اين است آن سرچشمهى معرفتى كه هر ساله در حجّ، فيّاض و بىزوال، بر انبوه خلايق گرد آمده در حرم امن خدا سيلان مىيابد و كسانى را كه ظرف ذهن و دل خود را بگشايند، از اين زلال معرفت، سيراب مىسازد.
سعى شده حج را فريضهى فردى قلمداد كنند
در گذشته و امروز، نيز كوششهايى شده است و مىشود تا حج را فريضهيى فردى، كه در آن هر كس فقط سرگرم عبادت و نيايش خود با خداوند است، قلمداد كنند.
بگذريم از آن غفلت زدگانى كه به سفر حج، به چشم سفرى سياحتى و تجارتى نگاه مىكنند. حج با برجستگيهايى كه در هيچ فريضهى ديگر اسلامى، مجموعهى آن را نمىتوان يافت، بسى برتر از بينش تنگ نظرانهى آنان و نگاه بىفروغ و خطابين اينان است. در دوران ما بزرگترين كسى كه حج را از پردهى اوهام بيرون كشيد و رازهاى آن را در ذهن و نيز در عمل جمع عظيمى از مسلمانان، نمايان ساخت امام راحل كبير ما بود. او حجّ ابراهيمى را ندا كرد و خلايق را بدان فرا خواند. يكبار ديگر صلاى: وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ را به گوش جهانيان رسانيد. حجّ ابراهيمى همان حجّ محمّدى است كه در آن، حركت به سمت توحيد واتحاد، روحوسرلوحهى همهىمراسم وشعائر است؛ حجّى مايهى بركت و هدايت و ستون اصلى در حيات و قيام امّت واحده، حجّى سرشار از منافع و پربار از ذكر خدا، حجّى كه در آن ملتهاى مسلمان، وجود امّت فراگير محمّدى صلى الله عليه و آله و