96بكنيم، ببينيم وضعش چه جورى است. من فكر مىكردم كه در اين عصر ما، همه الفاظ محتواى خودشان را از دست دادهاند. ما در يك عصرى واقع شدهايم كه الفاظ از آن معنا كه دارند، فرار كردهاند؛ يك معانى ديگرى دنبالش آمده. معناى «عدالت» را وقتى انسان نگاه مىكند در دنيا، الآن يك جور ديگر است؛ معناى «خلقى بودن» را آدم ملاحظه مىكند، مىبيند يك وضع ديگرى دارد؛ سازمانهاى امنيت دنيا را انسان وقتى ملاحظه مىكند، مىبيند كه سازمان نا امنى است، نه سازمان امن، اما اسمش سازمان امن است، جمعيتهاى طرفدار بشر را انسان [ نگاه] مىكند، مىبيند كه همين جمعيت طرفدار بشر، طرفدار ظالماند، طرفدار بشر نيستند، طرفدار ظلمه هستند. اين كارهايى كه، اين چيزهايى كه در دنيا الآن از اين قدرتهاى بزرگ واقع مىشود، هيچ كس نيست كه از آنها بپرسد كه چرا؟ گاهى يك جايى، يك چيزى يك كسى مىگويد، اما مسئله، مسئلهاى است كه وقتى بنا باشد كه سازمانهاى بزرگ دنيا اختيارش دست چهار پنج نفر باشد، اين را نمىشود گفت كه اين امنيت بشر، سازمان طرفدار بشر - نمىدانم - سازمان كذا. اين اختيارش دست چهار پنج نفر است، اين هم مطلب خودش را از دست داده؛ كه بايد براى همه مردم باشد. چهار پنج نفر همه چيزها را دارند؛ هر كارى همه بكنند يك نفر بگويد «نه»، تمام مىشود. حق «وتو» يك امرى است كه هيچ آدمى نمىتواند بپذيرد و اين مجالس - مثلاً - عمومى دنيا، كه براى اين امور است، اين را پذيرفتهاند. اينكه هيچ آدمى، هيچ انسان نا بالغى هم نمىتواند بپذيرد كه ما مىخواهيم همه دنيا بر عدالت باشند، لكن اختيار دست اين دو نفر، اين چند نفر باشد! هر جا را اينها مىچاپند اگر چنانچه مثلاً سازمان بين المللى كذا بخواهد جلويش را بگيرد، فوراً « وتو» مىكنند، مىگويد نه. غلط مىكنيد اين حرف را مىزنيد! آن يكى مىريزد افغانستان، اگر يك وقت بگويند «چرا»، مىگويد غلط كردى. آن يكى مىريزد به - مثلاً - بيروت و امثال ذلك، اگر چنانچه بخواهند در آنجا حرفى بزنند، مىگويند غلط كردى.
الآن اسرائيل در مقابل همه كشورهاى اسلامى ايستاده، مىگويد غلط نكنيد. اين تاسف ندارد؟ انسان نيستند اينهايى كه در رأس امور هستند كه اسرائيل در مقابلشان ايستاده، مىگويد فضولى موقوف! آمد و بيروت را گرفت و آن همه جنايات وارد كرد و