199همچون سيد و سالار شهيدان حضرت ابىعبداللّٰه الحسين عليه السلام از احرام حج به احرام حرب و از طواف كعبه و حرم به طواف صاحب بيت و از تَوضّوء زمزم به غسل شهادت و خون رو آورند و به امتى شكستناپذير و بنيانى مرصوص مبدل گردند كه نه ابرقدرت شرق ياراى مقابله آنان را داشته باشد نه غرب كه مسلماً روح و پيام حج چيز ديگرى غير از اين نخواهد بود كه مسلمانان، هم دستورالعمل جهاد با نفس را بگيرند و هم برنامه مبارزه با كفر و شرك را.
به هر حال اعلان برائت در حج، تجديد ميثاق مبارزه و تمرين تشكل مجاهدان براى ادامه نبرد با كفر و شرك و بتپرستها است و به شعار هم خلاصه نمىشود كه سرآغاز علنى ساختن منشور مبارزه و سازماندهى جنود خداى تعالى در برابر جنود ابليس و ابليسصفتان است و از اصول اوليه توحيد به شمار مىرود و اگر مسلمانان در خانه ناس و خانه خدا از دشمنان خدا اظهار برائت نكنند، پس در كجا مىتوانند اظهار نمايند؟ و اگر حرم و كعبه و مسجد و محراب، سنگر و پشتيبان سربازان خدا و مدافعان حرم وحرمت انبيا نيست، پس مأمن و پناهگاه آنان در كجاست؟
خلاصه، اعلان برائت مرحله اول مبارزه و ادامه آن مراحل ديگر وظيفه ما است و در هر عصر و زمانى جلوهها و شيوهها و برنامههاى متناسب خود را مىطلبد و بايد ديد كه در عصرى همانند امروز كه سران كفر و شرك همه موجوديت توحيد را به خطر انداختهاند و تمامى مظاهر ملى و فرهنگى و دينى و سياسى ملتها را بازيچه هوسها و شهوتها نمودهاند چه بايد كرد. آيا بايد در خانهها نشست و با تحليلهاى غلط و اهانت به مقام ومنزلت انسانها و القاى روحيه ناتوانى و عجز در مسلمانان، عملاً شيطان و شيطانزادگان را تحمل كرد و جامعه را از وصول به خلوص كه غايت كمال و نهايت آمال است، منع كرد و تصور نمود كه مبارزه انبيا با بت و بتپرستها منحصر به سنگ و چوبهاى بيجان بوده است و نعوذباللّٰه پيامبرانى همچون ابراهيم در شكستن بتها پيشقدم و اما در مصاف با ستمگران، صحنه مبارزه را ترك كردهاند؟ و حال آنكه تمام بتشكنيها و مبارزات و جنگهاى حضرت ابراهيم با نمروديان و ماه و خورشيد و ستارهپرستان مقدمه