167تعالى مسئلت مىنمايم كه همه ما را به تكاليف الهيه و وظايف انسانيه آشنا فرمايد. و بايد تذكر دهم به دولتهاى وابسته مرتجع كه با اين كنفرانسهاى بىمحتوا و اعلاميههاى تو خالى و حمايتهاى بى اساس، رژيم كافر و جنايتكار عراق را نمىتوانند نجات دهند ؛ و ممكن است خود به منجلابى كه حزب بعث عفلقى در آن غرق شده است غرق شوند.
پس، صلاح دين و دنياى آنان اين است كه دست از اين رفتو آمدها بردارند ؛ و بيش از اين، اين مفلوك را به رسوايى و خذلان نكشند، و خود را به مهلكه دنيا و عذاب آخرت دچار نكنند.
5- در خاتمه بايد به يك امر حياتى، كه راهگشا براى رفع همه گرفتاريهاى مسلمين و مستضعفين جهان است، اشاره كنم. و آن اين است كه كسانى كه اندك تفكرى در اوضاع كشورهاى اسلامى بنمايند به وضوح خواهند دانست كه آنچه دو ابرقدرت جهان و قدرتهاى تابع اين قدرتها با هم اتفاق دارند - و هيچ گاه از اين اتفاق دست بردار نيستند - عقب نگه داشتن كشورهاى جهان سوم، خصوصاً كشورهاى پهناور و غنى اسلامى، در ابعاد فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى و سياسى و نظامى است، و تحميل جهات استعمارى در تمامى امور مذكوره بر جهان سوم مىباشد. و براى اين مقصد، كه در نظر آنان بسيار داراى اهميت است، زحمتها متحمل شدند و وقتها و پولهاى بسيارى صرف نمودهاند و مىنمايند. در سابق، سردمداران اين توطئهها بريتانيا و فرانسه بودند ؛و پس از آن، امريكا و شوروى. اينان براى مقاصد شوم خود كودتاها به راه انداختند و رژيمهايى را برچيده، و رژيمهاى وابسته به خود را به روى كار آوردند. و بعيد به نظر مىرسد كه اين دو ابرقدرت درصدد براندازى رقيب باشند، چه كه از آن مأيوسند. اختلاف بر سر تقسيم طعمهها و كشورهاى جهان سوم است و براى به دست آوردن سلطه استعمارى نو. بهترين راه را در حمله به فرهنگهاى ملتها دانسته و دانشگاهها را به خدمت گرفتند. و با بهدست آوردن اين مراكز، از رهاوردهاى آنها مجلسهاى فرمايشى ساخته و حكومتهاى دلخواه به دست آوردند، و نظامها را سر تا قدم غربى يا شرقى كردند. و آنان كه در اين كشمكشها از همه بيشتر صدمه ديدند و رنج كشيدند كشورهاى اسلامى بوده و هستند. چرا كه اسلام داراى فرهنگ غنى انسان ساز است كه ملتها را، بىگرايش به راست و چپ و بدون در