148
معناى عيد از نظر پيامبران
مسئله قربانى فرزند يك باب است كه به حسب البته ديد نوع بشر، مسئله مهمى است، لكن آن چيزى كه مبدأ اين عمل مىشود، آن چيزى كه مقابله مابين پدر و پسر را در آن جا متحقق مىكند، اين يك مسائل قلبى و روحى و معنوى است، فوق اين مسائلى كه ماها مىفهميم. ما همين مىگوييم كه ايثار كرد، قربانى كرد و واقعاً اين طور بوده است، مهم هم هست. لكن آيا درنظر ابراهيم هم ايثار بوده است؟ ابراهيم هم در نظرش اين بوده است كه حالا يك چيزى، تحفهاى مىبرد پيش خدا؟ اسماعيل هم عليها السلام در نظرش بوده كه يك جانفشانى دارد مىكند براى خدا؟ يا مسئله اين نيست. اين مسئلهاى است كه تا نفسانيت انسان هست، خوديت انسان هست، ايثار اسمش هست. من ايثار مىكنم در راه خدا فرزندم را، من ايثار مىكنم در راه خدا جان خودم را. اين، براى مامهم است و زياد مهم است، براى ابراهيم نيست مسئله اين، ايثار نيست. ابراهيم خودى نمىبيند تا ايثارى كرده باشد، اسماعيل خودى نمىبيند تا ايثار كرده باشد. ايثار اين است كه من هستم و تو هستى و عمل من و براى تو و ايثار. اين، در نظر بزرگان اهل معرفت و اولياى خدا شرك است، در عين حالى كه در نظر ما كمال بزرگى است، ايثار بزرگى است.
عيد براى ما يك معنا دارد، براى ابراهيم و براى پيغمبرها يك معناى ديگرى دارد، ما هم عيد مىكنيم، آنها هم عيد مىگيرند، لكن آنهايى كه عيد مىگيرند عيد لقاست، آنها عود مىكنند به آن جايى كه از آنجا ظاهر شدند و عيد مىگيرند براى اين امر، البته بعد از ارجاع به - باز از آن معناى سيرالهى - بعد از ارجاع اسمش عيد مىشود. و بعدهاى معنوىاش بسيار زياد است و دست ما از آن كوتاه است و بعدهاى سياسى و اجتماعيش هم زياد است و زياد بوده است و اميدواريم كه زياد بشود.
جهاد اكبر
اميدواريم كه مسلمانها به خود بيايند و از همين عباداتى كه خداى تبارك و تعالى براى آنها مقرّر فرموده است، از همينها، هم سير معنوى بكنند و هم برداشتهاى سياسى و هم عمل.