117وضع نباشد، برگردد به آن زمانهاى رفاه نمىدانم چى كه جوانها تو قهوه خانه بروند و توى كابارهها بروند و چه بكنند و پيرها هم مجالسى داشته باشند به عيش و نوش. اينها دلشان مىخواهد اين بشود و اين خواب را نخواهيد ترجمهاش را ديد. اين خواب تعبير براى شما نخواهد شد.
تحول درونى ملت ايران و جانفشانى براى اسلام
اين ملت يك ملت زنده است، يك ملتى است كه دنيا الآن رويش حساب مىكند.
اين ايرانى بود كه همسايههايش هم قبولش نداشتند. اين ايرانى بود كه فقط با لفظ، با لفظ آقاى آريامهر يك تبليغاتى برايش مىشد و الّا كجا چيز داشت، همهاش وابستگى، همهاش خرابى. سرتاسر كشور ما كه ملاحظه بكنيد الّا شهرستانها آن هم تهران عمدتاً كه مورد توجه بود و مىخواستند آن هم چون اشراف و اعيان در اينجا هستند، آنها خوش بگذرانند، اين دهات و قصبات و آن جاهاى دور افتاده يك نظر به آن نشد. اين بدبختها بايد با الاغ از اين ور آن ور بروند مريضهايشان را ببرند بين راه هم بميرند.
دولت الآن مشغول است براى راه درست كردن و مشغول است براى بيمارستان درست كردن و براى مدرسه درست كردن كه چندين هزار مدرسه درست شده است، چندين هزار كيلومتر راه درست شده است. همه اينها را آقايان نشستهاند توى خانه شان مىگويند هيچى نشده است. چى چى مىخواهيد بشود؟ آنچه كه شده در زمان رضاخان شده است و در زمان محمدرضا شده است كه خيابانها را آن طور مركز فساد قرارداده بودند؟ شما آنها را صحيح مىدانيد! آن چيزى كه در اين چند سال شده است، از همه جهات، آن تحولى كه در جوانهاى ما پيدا شده است كه از كابارهها كشيده شدهاند به ميدان جنگ با كفار، از مراكز فساد كشيده شدند به مراكز صلاح و دعا و نيايش، بانوان ما كه آن طور با آنها ظلم شده بود امروز در سرتاسر كشور مشغول تعليم و تعلم هستند و مشغول جهاد هستند فى سبيل اللّٰه. چى مىخواهيد بشود؟ آقايان چرا چشمهايتان را هم گذاشتهايد و گوشهايتان را به بوقهاى امريكا و اروپا باز كردهايد؟ چشمهايتان را باز كنيد ببينيد چه خبر شده است در ايران. ديگران بايد بگويند؟ گاهى هم مىگويند البته. شماها كه بايد