67
يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا وَ اِسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ. . . 1؛ «همانا مكر زنان بسيار بزرگ است. . . اى يوسف! از اين [پيشامد] روى بگردان و تو [اى زن] براى گناه خود آمرزش بخواه. . .» . در اين آيات: يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا بين وَ اِسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ و إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ فاصله شده است، درحالىكه ربطى به ماقبل و مابعد ندارد.
رابعاً: به اتفاق مفسّران، قرآن برحسب ترتيب نزول جمعآورى نشده است. چه بسيار آيات مكّى كه در بين آيات مدنى قرار گرفته و چه بسيار كه برعكس شده است.
خامساً: اطلاق لفظ «اهلالبيت» بر همسران مورد نزاع است. برخى معتقدند كه اهل بر همسر اطلاق نمىشود:
زبيدى مىگويد: مجاز است كلمۀ اهل را بر همسر اطلاق نماييم. 2اين مطلب با تأمّل در مادۀ اهل صحيح است، زيرا اهل از آل است و «آلَ» در لغت بهمعناى رَجَعَ آمده و آل شخص بر كسانى اطلاق مىشود كه حقيقتاً به آن شخص رجوع دارند و اين تنها شامل اقوام نسبى مىشود نه سببى.
سيوطى در جامعالصغير از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه خطاب به فاطمه فرمود: «اولين كسى كه از اهلم به من ملحق مىشود، تويى اى فاطمه! و اولين كسى كه از همسرانم به من ملحق مىگردد، زينب است.» 3
در اينجا پيامبر صلى الله عليه و آله بين اهل و همسران فاصله و جدايى انداخته است و معلوم مىشود كه ازواج داخل در همسران نيستند. از همينرو مىبينيم كه برخى از همسران از قبيل امسلمه، عايشه و زينب از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال مىكنند كه آيا ما جزء اهلبيت هستيم يا خير؟ اين سؤال خود دليل بر اين است كه از حيث وضع لغوى، همسر داخل درلفظ اهلبيت يا اهل نيست. آنان حكماً مىخواستند خود را داخل در اهلبيت كنند.