382تحقيق و دقت نظر نمىگويم... عقل گرايى من عامل اساسى در تمايلم به سوى تشيع و خطّ اهل بيت عليهم السلام و اختيار مذهب آنان بود...». 1
6 - استاد معتصم سيد احمد سودانى:
او با مطالعات فراوان در تاريخ و حديث، به حقانيت مذهب اهل بيت عليهم السلام پى برده و با رها كردن مذهب خود، تشيع را انتخاب مىكند. او در توصيف و وجه نام گذارى كتابش، بنور فاطمة اهتديت مىگويد: «هر انسانى در اندرون خود نورى را احساس مىكند كه راهنماى به حق است، ولى هواهاى نفسانى و پيروى از گمان بر آن نور پرده مىاندازد، لذا انسان نيازمند تذكّر و بيدارى است و فاطمه عليها السلام اصل آن نور است. من آن نور را دائماً در وجود خود احساس مىكنم...» 2
او نيز دربارۀ نظريۀ عدالت صحابه مىگويد: «عدالت صحابه نظريهاى است كه اهل سنت در مقابل عصمت اهل بيت عليهم السلام جعل نمودند، و چقدر بين اين دو فرق است.
عصمت اهل بيت عليهم السلام حقيقتى است قرآنى و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز بر آن تأكيد دارد و در واقع نيز تحقّق پيدا كرده است. امّا نظريۀ عدالت صحابه، مخالف قرآن كريم است. همان گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز تصريح بر خلاف آن نموده است، بلكه خود صحابه به بدعت هايى كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز بعد از آن ايجاد كردند، اقرار نمودند.» 3
و نيز مىفرمايد: «من در وجود خود چيزى مىيابم و احساس مىكنم، كه نمىتوانم توصيفش كنم. ولى نهايت تعبيرى كه مىتوانم از آن داشته باشم اين كه: هر روز احساس مىكنم كه به جهت تمسّك به ولاى اهل بيت عليهم السلام در خود قرب بيشترى به خداوند متعال پيدا كردهام، و هر چه در كلمات آنان بيشتر تدبر مىكنم معرفت و يقينم به دين بيشتر مىشود. معتقدم اگر تشيع نبود، از اسلام خبرى نبود. و هر گاه در صدد تطبيق و پياده كردن تعليمات اهل بيت عليهم السلام در خود بر مىآيم، لذت ايمان و لطافت يقين را در خود احساس مىكنم. و هنگامى كه دعاهاى مباركى را كه از طريق اهل بيت عليهم السلام رسيده و در هيچ مذهبى