380راهنما براى طالب حق است... آرى، به حمد خدا، جايگزين را يافتم، و در اعتقاد به اميرالمؤمنين و سيد الوصيين امام على بن ابى طالب عليه السلام ، به رسول خدا صلى الله عليه و آله اقتدا كردم، و نيز در اعتقاد به دو سيّد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از اين امّت، امام ابو محمّد حسن زكّى و امام ابو عبداللّٰه حسين، و پاره تن مصطفى خلاصۀ نبوت، مادر امامان و معدن رسالت و كسى كه خداوند عزيز به غضب او غضبناك مىشود، بهترين زنان، فاطمۀ زهراء.
به جاى امام مالك، با استاد تمام امامان، امام جعفر صادق عليه السلام و نه نفر از امامان معصوم از ذريۀ حسين و امامان معصوم را برگزيدم...».
او بعد از ذكر حديث «باب مدينة العلم» مىگويد: «چرا در امور دين و دنياى خود از على عليه السلام تقليد نمىكنيد، اگر معتقديد كه او باب مدينۀ علم پيامبر صلى الله عليه و آله است؟ چرا باب علم پيامبر صلى الله عليه و آله را عمداً ترك كرده و به تقليد از ابو حنيفه و مالك و شافعى و احمد بن حنبل و ابن تيميه پرداختهايد، كسانى كه هرگز در علم، عمل، فضل و شرف به او نمىرسند؟
آن گاه خطاب به اهل سنت نموده مىگويد: «اى اهل و عشيرۀ من! شما را به بحث و كوشش از حقّ و رها كردن تعصّب دعوت مىكنم، ما قربانيان بنى اميه و بنى عباسيم، ما قربانيان تاريخ سياهيم. قربانىهاى جمود و تحجر فكرى هستيم كه گذشتگان براى ما به ارث گذاشتهاند.
او كتاب هايى در دفاع از تشيع نوشته كه برخى از آنها عبارتند از: ثم اهتديت، لأكون مع الصادقين، فاسألوا أهل الذكر، الشيعة هم أهل السنة، اتقوا اللّٰه وياقومنا أجيبوا داعى اللّٰه، كه زير چاپ است.
4 - نويسنده معاصر، صائب عبدالحميد:
او شخصيتى عراقى است كه با سفر به ايران و تحقيقات فراوان، با عنايات خداوند مذهب اهل سنت را رها و تشيع را انتخاب نموده است. او در بخشى از كتاب خود مىنويسد: «من اعتراف مىكنم بر نفس خود كه اگر رحمت پروردگار و توفيقات او مرا شامل نمىشد، به طور حتم نفس معاندم مرا به زمين مىزد. اين امر نزديك بود و حتّى يك بار نيز اتفاق افتاد. ولى خداوند مرا كمك نمود. با اطمينان خاطر به هوش آمدم در