285ثانياً: بخش ديگرى از روايات كه بر تحريف حمل شده جنبۀ تفسيرى دارد، به اين معنا كه در روايت مفاد كلى آن بر مصداق اتمّ و اكمل تطبيق شده يا بر يكى از مصاديقش؛ برخى گمان كردهاند اين تفسير و تطبيق جزء قرآن بوده و از آن حذف شده است. مثلاً در سورۀ حمد آيۀ اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ ، به صراط پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندان او؛ يا به صراط على عليه السلام تفسير شده است. و روشن است كه چنين تفسيرى از باب تطبيق كلّى بر فرد اتمّ و اكمل آن است. 1
امام خمينى رحمه الله رواياتى را كه احتمال تحريف از آنها بهدست مىآيد، سه قسم كردهاند:
ألف - روايات ضعيفى كه نمىتوان به آنها استدلال نمود.
ب - روايات جعلى كه شواهدى بر ساختگى بودن آنها وجود دارد.
ج - روايات صحيح كه دقت در آنها روشن مىسازد كه مقصود از تحريف در قرآن، تحريف معنوى است نه لفظى. 2
ثالثاً: كسى كه قصد دارد دربارۀ يك مذهب قضاوت كند بايد عقايد آن مذهب را از علماى آن، اعم از متكلمين، فقها و مفسرين بيابد نه اينكه تنها به برخى از كتب حديثى آن مذهب مراجعه كند؛ آنگاه با يافتن برخى از احاديث، مفاد آنرا به عنوان عقيده، به پيروان آن نسبت دهد؛ در مورد تحريف قرآن نيز چنين بايد كرد.
اين همه مفسران شيعه كه در طول تاريخ صدها تفسير بر قرآن نوشتهاند، آيا آنان جز بر همين قرآنِ موجود تفسير نگاشتهاند؟ و آيا قائل به تحريف قرآنند؟ و فقهاى شيعه كه در ابواب گوناگون فقهى خود به قرآن استناد مىكنند، آيا فتواى آنها برخلاف اين قرآن است؟ و آيا قائل به تحريف قرآنند؟
و متكلمان شيعه كه در اثبات عقائد حقۀ شيعه همواره به آيات همين قرآن تمسك كردهاند، همگى اعتراف به عدم تحريف قرآن دارند.