277تحريف نيز باطل است، زيرا با اعجاز قرآن منافات دارد.
ج - تحريف به افزايش و كاهش، اين بخش هم به نوبۀ خود بر سه قسم است:
1 - تحريف در حروف يا حركات كه مربوط به قرائتهاى قرآن است. اين نوع تحريف نيز باطل است، مگر در برخى الفاظ، مانند آيۀ: وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ ، 1 به كسر «ارجل» و نصب آن و آيات ديگر كه مخالف با قواعد و اصول ادبيات عرب و قرائت جمهور نيست. خصوصاً آنكه در روايت صحيح نيز آن قرائت وارد شده باشد.
2 - تحريف در كلمات كه اين خود، دوگونه است: يكى اينكه در اصل قرآن باشد كه اين هم به اجماع باطل است. و ديگرى آنكه زيادى كلمه براى روشن كردن آيهاى باشد كه فهم آن مشكل دارد كه اين نوع زيادى در صورتى كه متمايز با آيه باشد - به اتفاق - اشكالى ندارد.
3 - تحريف در آيات و سورهها؛ يعنى معتقد شويم به زيادى يا نقصان در آيات و سورههاى قرآن، اين مورد قطعاً باطل است.
ادلۀ نفى تحريف در آيات و سورهها
ادلۀ نفى تحريف آنقدر، متين و قوى است كه روايات دال بر تحريف قرآن را باطل مىكند؛ به ويژه آنكه اين نوع روايات قابل خدشه نيز مىباشند، چه از حيث سند و چه دلالت. اينك به برخى از آن ادله اشاره مىكنيم:
1 - حكم عقل
عقل بديهى حكم مىكند كه قرآن كريم از هرگونه تغيير و تبديل و تحريف مصون باشد، زيرا قرآن كتابى است كه از همان روزهاى اوّل نزول، مورد توجه خاص امّت اسلامى بوده و آنرا تقديس و تعظيم نموده است و اين جاى هيچگونه تعجّب و ترديد نيست، زيرا قرآن اولين مرجع و منبع در تمام شؤون دينى، سياسى و اجتماعى مردم است.
قرآن اساس دين و مبناى شريعت و ركن اسلام است و امكان ندارد دست تحريف به چنين كتابى برسد.