205فقهاى مالكى معروف به ابن الزهرا بر او انكار نمود، مردم بر سرش ريختند و با دست و كفش كتك مفصّلى به او زدند، به حدّى كه عمامه از سرش به روى زمين افتاد.» 1
شيخ بن باز در فتاوى خود مىگويد: «تأويل در صفات امرى منكر است و جايز نيست، بلكه واجب است اقرار بر صفات كرد طبق ظاهرى كه لايق به خداوند است.» 2
همو مىگويد: «اهل سنت و جماعت از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله بر آنند كه خداوند در آسمان بالاى عرش خود است و دستها به سوى او دراز مىگردد.» 3
البانى محدّث وهابيون در فتاواى خود مىگويد: «ما اهل سنت ايمان داريم به اينكه از نعمتهاى خداوند بر بندگانش آن است كه خداوند در روز قيامت بر مردم تجلّى مىكند و همگان او را مىبينند، همان گونه كه ماه شب چهارده را مشاهده مىكنند. 4
او نيز در جايى ديگر بر بخارى ايراد گرفته كه چرا قول خداوند: كُلُّ شَيْءٍ هٰالِكٌ إِلاّٰ وَجْهَهُ را به ملك تأويل كرده و مىگويد: «اين گونه تأويل را شخص مسلمان مؤمن انجام نمىدهد.» 5
همو در جايى ديگر مىگويد: «ما معتقديم كه كثيرى از اهل تأويل كافر نيستند، ولى گفتارشان همانند كافران است.» 6
استدلال قائلين به تأويل صفات
1 - ادعاى اجماع از قاضى عياض، و نووى و ديگران بر تأويل؛ نووى از قاضى عياض نقل مىكند كه بين مسلمانان اختلاف نيست در اينكه صفات خبرى خداوند كه در قرآن و حديث آمده بايد تأويل نمود. 7