204تأويل نمود، زيرا دليل عقلى قطعى بر محال بودن اثبات اعضا و جوارح بر خداوند اقامه شده است.» 1
قسطلانى در ارشاد السارى مىنويسد: «غضب خداوند كنايه از عقوبت اوست.» 2
ابومنصور ماتريدى در تأويل «يدين» در قول خداوند متعال: بَلْ يَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ.
مىگويد: «دو دست، كنايه از نعمت است.» 3
2 - مذهب تفويض:
جماعتى ديگر از علماى اهلسنت قائل به توقفاند؛ به اين معنا كه گفتهاند: لازم است بهجهت احتياط در دين راجع به صفات سخنى نگوييم و آنها را تفسير ننماييم. از جمله كسانى كه به اين نظريه متمايل شدهاند مالك بن انس و سفيان بن عيينه است. 4
3 - مذهب حمل به ظاهر:
اين نظريه قول كسانى است كه تأويل صفات و همچنين تفويض آن را حرام مىشمارند، و معتقدند كه تمام صفات را بر ظاهرشان بايد حمل نمود.
ابنتيميه در كتاب الفتاوى مىنويسد: «... آنچه در كتاب و سنت ثابت شد و سلف از امّت بر آن اجماع كردهاند حقّ است و اگر لازمۀ آن نسبت جسميت به خداوند باشد اشكالى ندارد، زيرا لازمۀ حقّ حقّ است.» 5
ابنبطوطه در كتاب خود مىنويسد: «در دمشق از فقهاى حنبلى شخصى بود به نام تقى الدين ابن تيميه... روز جمعه بر او وارد شدم، درحالىكه مردم را بر منبر مسجد جامع شهر موعظه مىنمود. از جمله صحبتهايش اين بود كه خداوند به آسمان دنيا فرود مىآيد، همانگونه كه من از منبر پايين مىآيم. در اينهنگام از منبر پايين آمد. عالمى از