1621 - توسل به ذات حقّ، مقام و جاه پيامبر صلى الله عليه و آله و اولياى الهى در حيات برزخى؛
2 - توسل به دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله و اولياى الهى در حيات برزخى؛
3 - توسل به آثار پيامبر صلى الله عليه و آله و اوليا در حيات برزخى.
1 - توسل به جاه پيامبر صلى الله عليه و آله در حيات برزخى
اين قسم طبق نظر عموم مسلمين جايز است، ولى وهابيان آن را نهتنها جايز ندانسته بلكه شركآلود مىدانند.
گروه فتواى وهابيان مىنويسند: «توسل به ذات پيامبر صلى الله عليه و آله و غير او (از انبيا و صالحان) جايز نيست همچنين توسل به جاه پيامبر صلى الله عليه و آله و غيرِ او حرام است...». 1
دليل جواز و رجحان
براى جواز و رجحان اين نوع توسل مىتوان به ادلهاى تمسك كرد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1 - طبرانى در المعجمالكبير به سند صحيح از عثمان بن حنيف نقل مىكند: شخصى بهجهت حاجتى مكرّر نزد عثمان به عفّان مراجعه مىنمود، ولى عثمان به خواستهاش توجهى نمىكرد؛ تا اينكه در بين راه عثمان بن حنيف را - كه خود راوى است - ملاقات كرده و از اين موضوع شكايت كرد. عثمان بن حنيف به او گفت: آبى را آماده كن و وضو بگير؛ به مسجد برو و دو ركعت نماز بگزار و بعد از اتمام نماز، پيامبر صلى الله عليه و آله را وسيله قرار ده و بگو: «اللّهم إنّي أسألك و أتوجّه إليك بنبيّك محمّد صلّى اللّٰه عليه و سلّم نبيّ الرحمة، يا محمّد إنّي أتوجّه بك إلى ربّي فتقضي لي حاجتي»، آنگاه حاجت خود را بهياد آور.
عثمان بن حنيف مىگويد: شخص يادشده آن اعمال را انجام داد، آنگاه بهسوى خانۀ عثمان روان شد، فوراً دربان آمد و او را نزد عثمان بن عفان برد، عثمان نيز او را احترام شايانى كرد. سپس حاجتش را بهطور كامل برآورد و به او گفت: من همين الآن بهياد حاجت تو افتادم و هرگاه بعد از اين از ما حاجتى خواستى به نزد ما بيا... آنگاه عثمان ابن حنيف گفت: اين دستور از من نبود، بلكه روزى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بودم كه نابينايى نزد حضرت آمد و از كورى چشم خود شكايت نمود. حضرت صلى الله عليه و آله ابتدا پيشنهاد كرد كه صبر كند ولى او نپذيرفت. سپس به او همين دستور را داد و آن شخص نيز بعد از اداى آن بينا