152و غالب استعمال ايمان در مقابل كفر است. خداوند متعال مىفرمايد: وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمٰانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوٰاءَ السَّبِيلِ ؛ 1«و هركس ايمان را به كفر مبدّل سازد بىشك راه راست را گم كرده است.» و نيز مىفرمايد: هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمٰانِ؛ 2 «آنان به كفر در آن روز نزديكترند تا به ايمان.»
اين به حسب معناى لغوى اسلام است، ولى در قرآن كريم اسلام بر وجوه مختلفى استعمال شده است:
1 - اسلام در مقابل ايمان:
خداوند متعال در برخى از موارد اسلام را بر اقرار لفظى اطلاق نموده كه همراه با تصديق قلبى نباشد، آنجا كه مىفرمايد: قٰالَتِ الْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا يَدْخُلِ الْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ ...؛ 3«اعراب گفتند: ما ايمان آورديم، بگو شما ايمان نياوردهايد، ولكن بگوييد: اسلام آوردهايم و هنوز ايمان در قلوب شما وارد نشده است.»
2 - تسليم زبانى و تصديق قلبى:
در برخى از موارد نيز اسلام بر مرتبۀ اول از ايمان اطلاق شده كه همان تسليم زبانى و انقياد و تصديق قلبى است، آنجا كه مىفرمايد: اَلَّذِينَ آمَنُوا بِآيٰاتِنٰا وَ كٰانُوا مُسْلِمِينَ ؛ 4«كسانى كه به نشانههاى ما ايمان آورده و مسلمان بودند.»
3 - تسليم، ورا تصديق قلبى:
گاهى نيز اسلام بر مرتبۀ ديگر از ايمان اطلاق مىشود و آن اينكه وراى تصديق قلبى، تسليم قلبى نسبت به دستورهاى خداوند نيز باشد. خداوند متعال مىفرمايد:
فَلاٰ وَ رَبِّكَ لاٰ يُؤْمِنُونَ حَتّٰى يُحَكِّمُوكَ فِيمٰا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً