71شيطان را كه او را به معصيت نيندازد و ظاهرا اين جمله از قلم نساخ سهو شده است و زياد نوشتهاند چون صدوق و كلينى اخبار سابقه را ذكر كرده بودند و اين را ذكر نكردهاند و اللّٰه تعالى يعلم.
[كسى كه پاهاى خود را بشويد بعد از بيرون آمدن از حمام]
(و من غسل رجليه بعد خروجه من الحمّام فلا باس و ان لم يغسلها فلا باس)
و كسى كه پاهاى خود را بشويد بعد از بيرون آمدن از حمام باكى نيست و اگر پاها را نشويد نيز باكى نيست يعنى غساله حمام پاكست و زمين حمام كه غساله در آن ريخته مىشود پاكست هر چند از آن آب غساله وضو و غسل نتوان كرد و در اين معنى كه پاكست احاديث صحيحه وارد شده است و پيشتر اشاره به آن شد و هم چنين در آب حمام كه در قلتين باشد و كر و زياده باشد غسل مىتوان كرد و آن چه نهى در آن وارد شده است آب قليلى است كه به آن غسل كنند و از بدن بريزد.
و اكثر علما آن نهى را نيز حمل بر كراهت كردهاند يا در صورتى كه ازاله منى از آن كرده باشند و احوط اجتنابست از آب قليل، و اولى اجتنابست از آب كثير نيز اگر ممكن باشد چون دو حديث صحيح بر نهى وارد شده است و اللّٰه تعالى يعلم.
[شاد باش به كسي كه از حمام خارج مىشود]
(و خرج الحسن بن علىّ بن ابى طالب صلوات اللّٰه عليهما من الحمّام فقال له رجل طاب استحمامك فقال 1يا لكع و ما تصنع بالاست هاهنا فقال طاب حمّامك قال 2إذا طاب الحمّام فما راحة البدن منه قال 3فطاب حميمك فقال ويحك اما علمت انّ الحميم العرق فقال له كيف اقول فقال قل طاب ما طهر منك و طهر ما طاب