54بدان كه اسراف بر دو قسم است يكى آن كه نسبت به اشخاص مختلف مىشود مثل طعامهاى نفيس نسبت به جمعى كه داشته باشند اسراف نيست و نسبت به كاسبى كه قدر كسب او زياده از قيمت نان او نباشد اسرافست بحسب ظاهر چون سبب اين مىشود كه قرض كند و مال مردم در ذمت او بماند، و بعضى را كه دارند و نسبت به ايشان اين مفسده نيست ضرر ندارد و هم چنين بوششهاى نفيس و اسبهاى نفيس بلكه اگر كاسب مذكور الاغى نگاه دارد كه او را ضرور نباشد اسرافست.
و قسم دويم آنست كه نسبت به همه كس اسرافست مثل تضييع مال به آن كه اگر شخصى صاحب صد هزار تومان باشد و يك درهم را در ميان دريا اندازد كه احتمال انتفاع كسى نباشد اسرافست چون ممكن بود كه جمعى از اين درهم منتفع شوند اما اگر خوف غرق شدن كشتى باشد و صد هزار تومان را در آب اندازد بواسطه سبك شدن كشتى جايز است بلكه واجب.
و در حديث صحيح از داود رقى وارد شده است از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه كه فرمودند كه ميانه رو بودن كه اسراف نكند و بر خود تنگ نگيرد امريست كه حق سبحانه و تعالى آن را دوست مىدارد، و اسراف امريست كه حق سبحانه و تعالى آن را دشمن مىدارد تا آن كه هسته خرما را انداختن اسراف است چون بكار مىآيد از جهت خوردن شتر يا سوختن و تا آن كه آب ته كوزه را ريختن اسرافست هر چند كثيف باشد چون ممكن است كه كثافت به ته نشيند و از آن منتفع شوند و حيوانات از آن منتفع مىتوانند شد با كثافت.
و امثال اين اخبار بسيار است كه در ابواب زكات و تجارت خواهد آمد پس احوط در تنباكو آنست كه اگر كسى به هيچ نحو منتفع نشود نكشد و اگر