61اين شهر فراهم كرد.
مهمترين رقباى دولت فاطمى، دولت عباسى و پس از استقرار سلجوقيان در شرق، اين دولت بود. شرح رقابت ميان آنان بسيار مفصل بوده و تأثير منفى روى امر حج و به خصوص نقش آن به عنوان يك وسيله براى اتحاد مسلمانان بود.
از سوى ديگر هيچ چيز براى حاكمان علوى مكه، بهتر از استفاده از اين رقابت براى كشاندن اموال و ثروت بيشتر به اين شهر، مفيد و سودمند نبود. با اين حال، طبيعى بود كه اشراف مكه، به لحاظ تشيع فطرى، با دولت فاطمى سازش بيشترى داشتند و به نام آنان خطبه مىخواندند. جعفر تا سال 380 بر مكه حكومت كرد و پس از وى فرزندانش عيسى و سپس ابوالفتوح حكومت مكه را در اختيار گرفتند.
درست همان طور كه مدينه در اختيار نوادگان امام حسين(ع) بود، مكه در اختيار حسنىها در آمد و درگيرى ميان اين دو خاندان آغاز و تا مدتها ادامه يافت. خاندان جعفر بن محمد ياد شده، تا سال 453 بر مكه حكومت كردند. اين دولت را، دولت نخست اشراف در مكه معرفى مىكنند. پس از آنها براى دو سال طايفه اشراف سليمانى بر مكه حكومت كردند و دوره سوم حكومت اشراف توسط ابوهاشم محمد بن جعفر كه او نيز از سادات حسنى بود تأسيس گرديد. وى به نام فاطمىها خطبه مىخواند و پس از گرفتارى فاطمىها در مصر و قطع كمك آنان، وى از سال 462 به نام عباسيان خطبه خواند؛ با اين حال، به دليل تشيع، جمله «حَىَّ عَلَى خَيْرِ العَمَل» همچنان در اذان مسجدالحرام گفته مىشد. فاطمىها به رقابت خود ادامه دادند و خطبه خوانى به نام عباسىها و فاطمىها، مرتب تغيير مىكرد. اين مسأله بسته به آن بود كه كدام يك بتوانند حاكم مكه را با هداياى خود قانع كنند. بى