71خاك اين آستان را توتياى چشم كردن،
سفرۀ «دل» را پيش مولا گستردن و جام «جان» را از كوثر ولايت پر كردن،
و با دو دست پرنياز مشتى از «زمزم زيارت ولىّ خدا» نوشيدن،
و قرار را در اوج «شور»، يافتن و شور را در نهايتِ «قرار» داشتن. كه ... ديگر اينجا، پاى دل است كه مىرود و مىدود، زمين مىخورد و برمىخيزد و افتان و خيزان به حرم مىرسد، كه اينجا، عقل نيز مطيع فرمان عشق است.
كعبۀ ولايت
آن كس كه على عليه السلام را آيينۀ جمال نماى خدا مىداند و جلوۀ ايزدى را در سيماى اين ولىّ خدا مىبيند، بىشك، بارگاهش را نيز كعبۀ ولايت مىداند و «نجف» را برتر از «طور سينا» مىيابد.
كوى على عليه السلام ، كوى حق است و تعظيم و تكريم در آستان اين مولا و سرور، عبوديّتِ خدا و خضوع در برابر خداى على است و بايد اينجا نيز حرمت نگهداشت و زمين ادب بوسيد و چهره بر اين تربت سود، كه چيزى كمتر از طور موسى عليه السلام ندارد و زيارت اين مزار، احرامى ديگر مىطلبد و لبّيكى ديگر.
«ابن حجّاج بغدادى» 1 در غديريّۀ مفصّلى كه دارد، در آن