43شروع مىشود و فرات، آبِ حياتِ جانهاى مستعدّ مىگردد و در «خطّ» صحيح مىكشاند و هدايت مىكند.
تربتِ الهام بخش سيّدالشهدا عليه السلام
الهام بخشى تربت شهداء، و حركت آفرينى مزار حسين بن على عليه السلام ، تنها در شرايط آباد بودن مرقد، و داشتنِ صحن و سرا و قبه و بارگاه نبود. از همان آغاز، آغاز شد. حتّى از همان عصر عاشورا.
در همان روزهاى نخست پس از شهادت، كه نه قبرى بود و نه ضريحى و نه نشانى، شهادتگاه سيدالشهدا قبلۀ دلها شد و كانون شورانگيزترين عشقهاى پاك .... و عاشورا و كربلا، كلاس خود را داير كرد.
جاذبۀ معنوى آن تربت خونين، از جاى ديگر بود.
مگر كسى مىتواند به حق و انسانيت و آزادگى معتقد باشد و در ستايش شهداى كربلا زبان نگشايد؟
مگر مىشود، انسانى ضدّ ظلم و طرفدار مظلوم باشد و بر مظلوميّت كشتگان آن دشت خونين اشگى نريزد؟ آهى سر ندهد، نالهاى نكند، مرثيهاى نخواند، شعرى نسرايد؟!
كوفيانى كه در حمايت از مسلم بن عقيل و حسين بن على عليه السلام كوتاهى و سستى نشان داده بودند، پس از شهادتِ امام حسين عليه السلام در كربلا خود را مقصّر و گناهكار مىدانستند و توبۀ خويش را تنها