1182. در برابر، عدهاى به استناد به رأى شوراى سقيفه و بيعت مردم، آنان كه به حكومت دست يافتند (ابابكر، عمر، عثمان، امام على(ع) ) را خليفه پيامبر(ص) معرفى نمودند. دارندگان اين رأى «اهل سنت و جماعت» نام گرفتند.
عامل ديگر سياسى كه موجب شكلگيرى گروه ديگرى به نام «خوارج» شد، پذيرش حكميت از سوى امام على(ع) در جنگ با معاويه بود كه خوارج آن را كفر تلقى نمودند. خوشبختانه جريانات مختلف اين گروه در ميان جامعه اسلامى منقرض شدند و تنها اندكى از يكى از معتدلترين جريانات آن به نام «اباضيه» باقى ماندند. 1افزون بر عوامل سياسى فوق، از نيمه دوم قرن اول هجرى مسائلى چون جبر و اختيار، قضا و قدر، حادث يا قديم بودن كلام الهى و صفات خداوند مورد بحث و گفتگو واقع شد؛ در اين گونه مباحث، شيعيان از سخن و هدايت اهلبيت پيامبر(ع) پيروى مىنمودند ولى در ميان اهل سنت، مذاهب كلامى متفاوتى پديد آمد:
ابتدا طرز تفكر عقلمدارانهاى بوجود آمد كه با تأمل و تفكر در مسائل اعتقادى به بحث و اظهار نظر مىپرداختند. دارندگان اين طرز تفكّر بعدها «معتزله» ناميده شدند. در خلال اين مباحثات، گروههاى ديگر كلامى مانند جهميه و... نيز به وجود آمدند.
در برابر گفتگوهاى كلامى و روش عقلمدارانه فوق، عدهاى از محدِّثان كه به «اهل حديث» معروف گشتند، به مخالفت برخاسته، پرسش