401
«أَلْجُناحُ أَلْاِسْمُ مِنْ جَنَحْتُ عَنِ الْمكانِ إذا عَدَلْتَ عَنْهُ وَ أَخَذْتَ جانِباً عَنِرالْقَصْدِ» 1
«جناح از اصطلاح « جَنَحْتُ عَنِ الْمَكانِ » گرفته شده كه هنگامى به كار مىرود كه از مكانى روى برگردانى و از قصد خود براى رسيدن به آن مكان كناره بگيرى.»
و در جاى ديگرى به طور واضحتر مىگويد:
«أَلْجُناحُ أَلْمَيْلُ عَنِ الْحَقِّ يُقالُ جَنَحَ إِلَيْه جُنُوحاً إذا مالَ» 2
«جناح، منحرف شدن از حق است كه از ريشه « جُنوح » به معناى ميل گرفته شده است.»
به همين دليل در اصطلاح دينى، « جُناح » در معنايى نزديك به اصل لغت به كار رفته و مفهومى معادل گناه در زبان فارسى را مىرساند كه در ذيل عنوان بعدى به آن خواهيم پرداخت.
رخصت يا عزيمت (جواز يا وجوب)
تعبير «فلا جُناحَ عَلَيْهِ » و « لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ » در قرآن، هنگامى به كار مىرود كه
عملى نزد خداوند لازم و واجب بوده و به سبب گمانهاى واهى و انديشههاى نادرست، نزد مردم، ناپسند و گناه جلوه كند. از اينرو خداوند، مخاطبان جاهل و يا كج انديش را خاطرجمع مىكند كه اين عمل كه من آن را واجب نمودهام، گناه و سرزنشى در پى نداشته و زشت و ناپسند نيست. پس با رفع انديشه
نادرست خود و با خاطرى آسوده به آن عمل نماييد از اينرو در فقه شيعه،